از چهارراه استانبول تا «وان»

دنیای اقتصاد: گزارش میدانی خبرنگار «دنیای اقتصاد» از شهر مرزی وان ترکیه، تصویری ملموس از تفاوت‌های ساختاری و رفتاری میان اقتصاد ایران و همسایه غربی ارائه می‌دهد؛ تفاوت‌هایی که نه‌فقط در شاخص‌های کلان، بلکه در زندگی روزمره مردم، نحوه مبادله پول، قیمت کالاها و حتی شکل کارکرد صرافی‌ها و طلافروشی‌ها قابل مشاهده است. وان، به‌عنوان شهری که سالانه میزبان هزاران مسافر ایرانی است، به نوعی آینه‌ای برای مقایسه قدرت خرید، نظام پرداخت، ساختار قیمت‌ها و حتی انگیزه‌های آربیتراژی میان دو کشور به شمار می‌رود.

نخستین نکته قابل‌توجه، رفتار مالیاتی در سطح خرده‌فروشی است. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد بسیاری از صرافی‌ها و طلافروشی‌های وان فاقد دستگاه کارت‌خوان بودند؛ موضوعی که به نظر می‌رسد با هدف کاهش ردپای تراکنش‌های رسمی و فرار از مالیات صورت می‌گیرد. این در حالی است که در فروشگاه‌ها و رستوران‌ها تقریبا همگی به شبکه پرداخت بین‌المللی متصل بودند و مشتریان می‌توانستند بدون کارمزد از کارت‌های بین‌المللی استفاده کنند. این دوگانگی، بیانگر آن است که در بخش‌هایی که امکان نقدی‌سازی و مدیریت حاشیه سود بیشتر وجود دارد (مانند صرافی و طلافروشی)، تمایل به معاملات نقدی بالاتر است، اما در بخش خرده‌فروشی مصرفی، نظام بانکی و پرداخت الکترونیکی نقش پررنگ‌تری دارد.

در حوزه طلا، نکته قابل تأمل معامله گسترده طلای ۲۴ عیار در وان است؛ درحالی‌که در ایران طلای ۱۸ عیار رایج‌تر است. قیمت طلای ۲۴ عیار در وان به قیمت‌های ایران نزدیک گزارش شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد با وجود تفاوت نرخ ارز و سطح درآمد، بازار طلا در هر دو کشور تا حد زیادی به قیمت‌های جهانی وابسته است و اختلاف معناداری در قیمت اسمی مشاهده نمی‌شود.

این نزدیکی قیمتی، فرصت آربیتراژ گسترده‌ای در حوزه طلا ایجاد نمی‌کند، اما تفاوت در عیار و ترجیح مصرف‌کننده می‌تواند الگوهای خرید متفاوتی رقم بزند. در نظام بانکی، ساختار برداشت و تبدیل ارز تفاوت‌های مهمی دارد. در وان، بانک‌ها خود دستگاه کارت‌خوان مستقلی برای تبدیل ارز ارائه نمی‌کنند و دستگاه‌های خودپرداز صرفا امکان برداشت لیر ترکیه را فراهم می‌کنند. بنابراین، دارندگان کارت‌های بین‌المللی ناچارند ابتدا لیر برداشت کرده و سپس برای تبدیل آن به ارزهای دیگر به صرافی‌ها مراجعه کنند. این فرآیند عملا دو مرحله کارمزد ایجاد می‌کند: نخست کارمزد برداشت که بسته به بانک بین ۴ تا ۸ درصد متغیر است و سپس کارمزد ضمنی صرافی در تبدیل ارز. چنین ساختاری هزینه مبادله را افزایش می‌دهد، اما در عین حال محدودیتی رسمی برای تبدیل ارز از سوی صرافی‌ها مشاهده نشده و تبدیل به‌صورت نقدی و بدون سقف خاصی انجام می‌شود.

این وضعیت را اگر با ایران مقایسه کنیم، به تفاوت در نظام ارزی می‌رسیم. در ایران، به‌دلیل محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها، کارت‌های بانکی ایرانی عملا در خارج از کشور کارآیی ندارند و نظام پرداخت داخلی نیز به شبکه‌های بین‌المللی متصل نیست. در مقابل، در وان امکان پرداخت مستقیم در فروشگاه‌ها و رستوران‌ها با کارت‌های بین‌المللی بدون کارمزد فراهم است؛ موضوعی که تجربه خرید را برای گردشگران ساده‌تر می‌کند و وابستگی به پول نقد را کاهش می‌دهد. در سطح قیمت‌ها، تفاوت معناداری مشاهده می‌شود. قیمت کالاها در وان نسبت به ایران بالاتر است. به‌عنوان نمونه، قیمت بنزین در وان معادل بیش از ۲۰۰ هزار تومان به ازای هر لیتر گزارش شده است؛ رقمی که چند‌ده برابر قیمت بنزین یارانه‌ای در ایران است.

همچنین هزینه آب، برق و گاز در ترکیه بالاتر از ایران برآورد می‌شود و حتی قیمت یک بطری آب معدنی نیز در مقایسه با ایران بسیار بالاتر است. این اختلاف قیمتی، ریشه در تفاوت سیاست‌های یارانه‌ای دو کشور دارد. ایران با تخصیص گسترده یارانه به انرژی و برخی کالاهای اساسی، قیمت‌های اسمی پایین‌تری را برای مصرف‌کننده داخلی حفظ کرده است، درحالی‌که ترکیه ساختار قیمتی آزادتر و نزدیک‌تر به قیمت‌های جهانی دارد.

با این حال، سطح درآمد در ترکیه نیز بالاتر است. مشاهدات از سبد خرید مردم در فروشگاه‌های وان نشان می‌دهد که قدرت خرید خانوارها در سطح مناسبی قرار دارد و اقلام مصرفی با تنوع بیشتری در سبدها دیده می‌شود. به بیان دیگر، اگرچه قیمت‌ها بالاتر است، اما نسبت درآمد به قیمت (قدرت خرید) برای شهروندان ترکیه‌ای در وضعیت بهتری نسبت به شهروندان ایرانی قرار دارد. این تفاوت در قدرت خرید، بازتابی از شکاف درآمد سرانه، ثبات نسبی اقتصاد ترکیه در مقایسه با اقتصاد ایران و تفاوت در نرخ تورم‌های مزمن است. در تکمیل این تصویر، باید به یک چرخش تاریخی مهم نیز اشاره کرد. در سال‌هایی که درآمدهای نفتی ایران در سطوح بالایی قرار داشت و دولت با اتکا به وفور ارز حاصل از صادرات نفت، سیاست سرکوب نرخ ارز را دنبال می‌کرد، ارزش پول ملی به‌صورت مصنوعی تقویت شده بود و همین امر قدرت خرید برون‌مرزی ایرانیان را به شکل محسوسی افزایش می‌داد. در آن دوره، سفر به شهرهایی مانند وان نه‌تنها یک تجربه گردشگری، بلکه فرصتی برای خرید گسترده پوشاک، لوازم خانگی و کالاهای مصرفی با قیمتی به‌صرفه‌تر از داخل کشور محسوب می‌شد و حجم خرید مسافران ایرانی به‌وضوح در فروشگاه‌های این شهر قابل مشاهده بود. اما با کاهش درآمدهای نفتی، تشدید تحریم‌ها و محدود شدن منابع ارزی، دولت عملا توان تداوم سیاست تثبیت دستوری نرخ ارز را از دست داد و جهش‌های پیاپی نرخ ارز، قدرت خرید خارجی خانوارهای ایرانی را به‌شدت کاهش داد.

در مرز ایران و ترکیه، اختلاف قیمتی برخی کالاها بستر آربیتراژ را فراهم کرده است. کالاهایی مانند سیگار، چای و پتو به دلیل تفاوت قیمت و امکان جابه‌جایی فیزیکی، موضوع معاملات غیررسمی در مرز شده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد هرگاه میان دو اقتصاد همجوار شکاف قیمتی پایدار ایجاد شود، حتی با وجود محدودیت‌های رسمی، بازار غیررسمی برای بهره‌برداری از این اختلاف شکل می‌گیرد. در واقع، مرز به یک فضای تنظیم‌کننده غیررسمی قیمت تبدیل می‌شود که از طریق قاچاق خرد یا تجارت چمدانی، بخشی از این شکاف را تعدیل می‌کند. از منظر کلان، مقایسه وان و ایران دو الگوی متفاوت اقتصادی را نشان می‌دهد: در ایران، قیمت پایین انرژی و برخی کالاهای اساسی نتیجه سیاست‌های حمایتی و یارانه‌ای است، اما در مقابل تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت‌های ارزی فشار زیادی بر قدرت خرید وارد کرده است. در ترکیه، قیمت‌ها آزادتر و در بسیاری موارد بالاتر است، اما اتصال به نظام مالی جهانی، امکان استفاده از کارت‌های بین‌المللی، گردش آزاد ارز و سطح درآمد بالاتر، تجربه اقتصادی متفاوتی برای شهروندان رقم زده است.

در نهایت، وان برای ایرانیان تنها یک مقصد گردشگری نیست، بلکه یک آزمایشگاه مقایسه‌ای است؛ جایی که می‌توان همزمان اثر سیاست‌های یارانه‌ای، تفاوت در نظام ارزی، سطح درآمد و ساختار بازار را در فاصله‌ای کوتاه از مرز مشاهده کرد. این مقایسه نشان می‌دهد که قیمت پایین به‌تنهایی معیار رفاه نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، نسبت درآمد به قیمت، ثبات اقتصادی، دسترسی به نظام مالی کارآمد و امکان مبادله آزاد است. شکاف میان دو سوی مرز، بیش از آنکه صرفا شکاف قیمتی باشد، شکاف در ساختارهای اقتصادی و نهادی است؛ شکافی که در سبد خرید مردم، در کارمزدهای بانکی، در نوع طلای معامله‌شده و حتی در شکل صف‌های مرزی برای آربیتراژ کالاها خود را نشان می‌دهد.