حقیقت تلخ  تکنولوژی جدید

بر اساس گزارش‌های اخیر، کارکنان به طور فزاینده‌ای به روبات‌های چت برای مشاوره و همراهی روی می‌آورند. یکی از مدیران اجرایی به Axios گفت: «از گفتن این متنفرم، اما یک دلیل بزرگ برای اینکه روبات Gemini کار می‌کند این است که مثل همکار بدون دردسر عمل می‌کند. از زندگی خسته نمی‌شود. مرا قضاوت نمی‌کند یا برای پرسیدن سوالات احمقانه یا دقیقه آخر، پشت سرم غیبت نمی‌کند.»

این تمایل به داشتن یک محیط کار بدون اصطکاک، که بر کارآیی بیشتر از زحمت‌های تعاملات انسانی تمرکز دارد، ممکن است با کار از راه دور شدت یافته باشد. این با یک تغییر بزرگ‌تر به سمت راحتی هم‌خوانی دارد، جایی که سفارش تاکسی، غذا یا یک لباس جدید به سادگی با چند لمس روی تلفن‌های ما امکان‌پذیر است.

کاترین مورتون، نویسنده، به تازگی از این وضعیت شکایت کرده و آن را به‌نوعی نوزادی کردن می‌داند: «شرکت‌های فناوری موفق شده‌اند که ما را متقاعد کنند که زندگی خودمان ناراحت‌کننده است و چیزی است که باید به طور مداوم از آن فرار کرد، به سوی دنیای دیجیتال که در آن الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کننده و دستورات یک‌لمسی وجود دارد.» روش مقاومت او این است که «بیشتر به زندگی اصطکاک اضافه کند» یعنی فشار بیشتری به زندگی بیاورد.

شاید در محل کار هم باید نسبت به آنچه بهینه می‌کنیم، محتاط‌تر باشیم؛ آن انسان‌های آزاردهنده‌ای که با آنها فضای کاری را به اشتراک می‌گذاریم، کاملا بی‌فایده نیستند. انزوا در محل کار برای کارکنان بد است اما برای سازمان‌ها نیز آسیب‌زاست. تحقیقی در سال گذشته نشان داد که تعاملات اجتماعی به «توسعه ایده‌ها» کمک می‌کند و «دانش ضمنی و غیررسمی» را پخش می‌کند.

رو آوردن به روبات‌های چت به جای همکاران، یک خطر دیگر را به همراه دارد؛ عادت کردن به چاپلوسی. هر کسی که از هوش مصنوعی مولد استفاده کرده باشد، با پاسخ‌های تحسین‌آمیز آن آشناست. به گفته این روبات‌ها، همه سوالات عالی و همه افکار هوشمندانه هستند. من نمی‌دانم شما چه فکر می‌کنید، اما بعضی از افرادی که خود را درگیر چنین تاییدهایی می‌کنند، ممکن است نیاز به کمی کاهش در تقویت خودشان داشته باشند.

با‌این‌حال، در حالی که خوشحال هستم که شرکت‌های فناوری را که طمع‌کار و بی‌رحم هستند نقد کنم، تمایلی ندارم تمام تقصیرها را فقط به دوش آنها بیندازم. قطعا مثبت‌گرایی واکنشی هوش مصنوعی کمتر از یک انحراف الگوریتمی، بیشتر یک آینه از فرهنگ خودمحور و تاییدکننده‌ای است که از قبل در جامعه ما وجود دارد.

به گفته توماس چامورو پرموزیک، روان‌شناس کسب‌وکار و نویسنده کتاب Don’t Be Yourself، دنیای شرکتی مملو از مربیان اجرایی انسانی است که «برای مشتریان خود دروغ می‌گویند و می‌گویند که آنها شگفت‌انگیز هستند». چنین رفتاری «نارسیسیسم ناپایدار» رؤسا را تغذیه می‌کند، اما همچنین مربیان را در استخدام نگه می‌دارد، بنابراین «بین گفتن آنچه یک مشتری می‌خواهد بشنود و آنچه نیاز دارد بشنود، اغلب برای داستانی که خود را تقویت می‌کند، انتخاب می‌کنند». برخی بر این باورند که این امر از عملکرد نادرست در زمینه‌ای مرتبط ناشی می‌شود. یک روان‌درمانگر و مربی در سال گذشته نوشت که مردم به روبات‌های درمانگر هوش مصنوعی روی می‌آورند، زیرا آنها بدتر از نسخه‌های انسانی نیستند که «شغل خود را متوقف کرده‌اند. به جای به چالش کشیدن توهمات، گفتن حقیقت‌های سخت و کمک به ساخت تاب‌آوری، درمان مدرن به تکان دادن سر و اطمینان‌های توخالی و تایید بی‌پایان تبدیل شده است.» نارسیسیسم ناپایدار از بالا مدل‌سازی می‌شود. اشتهای دونالد ترامپ برای چاپلوسی به‌نظر فقط بیشتر شده است؛ ماه گذشته، مارکو روبیو، وزیر خارجه، رئیس‌جمهور را  برای «پرتحول‌ترین سال در سیاست خارجی آمریکا از زمان پایان جنگ جهانی دوم » ستایش کرد  در حالی که ترامپ به نظر می‌رسید کنار او خوابیده است.

برای کسانی که ثروت و قدرت عظیمی ندارند، میل به چاپلوسی در محل کار ممکن است قابل‌درک‌تر باشد. اریک بیکر، تاریخ‌نگار هاروارد می‌گوید کارکنان معمولی تجربه کرده‌اند که «ایمان به اینکه درآمدها پاداشی متناسب با مهارت، دانش یا سرمایه انسانی یک کارگر هستند، فروپاشیده است». در نبود جبران مناسب، برخی به دنبال «تایید به جای آن» می‌گردند.

شرکت‌های زیادی در زمینه مشاوره هوش مصنوعی وجود دارند که بسیار خوشحالند که از این میل بهره‌برداری کنند و به کارکنان تایید مثبت ارائه دهند. بسیاری از آنها استدلال می‌کنند که محصولاتشان ارزشمند هستند؛ شاید در یک محیط کاری که بازخورد و حتی تحسین کمی برای کار خوب وجود ندارد، چاپلوسی غیرصادقانه بهتر از هیچ است.

اما همان‌طور که کیم اسکات، نویسنده Radical Candour، نوشته است، هوش مصنوعی تنها زمانی مفید خواهد بود که «گاهی اوقات فرضیات شما را به چالش بکشد یا پیشنهادهایی برای بهبود ارائه دهد». اگر یک همراه مجازی فقط «مداوم ایده‌های شما را تقویت کند بدون اینکه بازخورد مفیدی ارائه دهد یا سوالات بررسی‌کننده بپرسد، این تحسین نیست، این یک نمایش است».

* ستون‌نویس فایننشال تایمز