بهره ثابت میماند
در بیانیه دسامبر آمده بود: «فعالیت اقتصادی با سرعتی متوسط در حال گسترش است». دیروز این جمله تبدیل شد به: «فعالیت اقتصادی با سرعتی قوی در حال گسترش است». همچنین عبارت «نرخ بیکاری اندکی افزایش یافته» جای خود را داد به «نرخ بیکاری نشانههایی از تثبیت نشان داده است». اشاره به «تغییر توازن ریسکها» به سمت بیکاری و دور از تورم بهکلی حذف شد.
کنفرانس مطبوعاتی جروم پاول این پیام را تقویت کرد. او گفت: «من و همکارانم فکر میکنیم با نگاه به دادههای ورودی، سخت است نتیجه بگیریم که سیاست پولی بهطور معناداری محدودکننده است.» اگر چیزی تغییر نکند، نرخها همینجا میمانند. این پیام حتی با وجود دو رای مخالف هم تضعیف نشد: یکی از سوی استیون میران (نماینده غیررسمی رئیسجمهور در کمیته)، و دیگری از سوی کریستوفر والر کسی که از گزینههای جانشینی پاول است و اگر با اکثریت همراه میشد، عملا خودش را از این رقابت کنار میگذاشت. دان ریسمیلر از Strategas این تغییر را بهخوبی جمعبندی کرد: «به نظر میرسد کمیته بازار آزاد فدرال قصد دارد «رد کردن» ژانویه را به یک «توقف» طولانیتر تبدیل کند.» چون اقتصاد قوی، عملا برای فدرالرزرو انتخاب دیگری نگذاشته بود و بازار از قبل این را میدانست. تولید ناخالص داخلی واقعی آمریکا در سهماهه سوم ۴.۴درصد رشد کرد و بعید است در سهماهه چهارم کند شده باشد. مصرف قوی است. سود شرکتها قوی است و بازارها در اوجاند. تورم یک واحد درصد بالاتر از هدف است و ما تازه از یک دوره تاریخیِ بسیار بدِ تورمی عبور کردهایم.
در چنین شرایطی، اینکه بانک مرکزی به بازار القا کند هنوز در «حالت کاهش نرخ» است، دیوانگی محض بود. تلاشهای احمقانه و خودویرانگر دونالد ترامپ برای تحت فشار گذاشتن فدرالرزرو، این تغییر موضع را حتی قطعیتر کرد. این فشارهای ناشیانه، کمیته را واداشته بیش از پیش نگران اعتبار خود در مبارزه با تورم باشد. در مورد همین کارزار فشار، پاول تقریبا هیچ واکنشی نشان نداد بهجز یک مورد. از او پرسیده شد چرا در جلسات دیوان عالی درباره حق رئیسجمهور برای برکناری لیزا کوک، عضو هیاتمدیره فدرالرزرو، شرکت کرده است. پاول گفت شرکت نکردن عجیب بود، چون این مهمترین پرونده حقوقی در تاریخ بانک مرکزی است. شاخص دلار در یک هفته گذشته ۲.۵درصد افت کرده و این سریعترین کاهش از زمان ماجرای تعرفهای موسوم به «روز آزادی» در آوریل گذشته است. این موضوع از دو جهت قابلتوجه است؛ اول اینکه این اتفاق در زمانی رخ میدهد که اقتصاد آمریکا نسبت به بقیه جهان رشد بسیار قویتری دارد؛ که طبق منطق اقتصادی باید از دلار حمایت کند. دوم اینکه این افت زمانی رخ میدهد که فاصله نرخ بهره آمریکا با سایر کشورها در حال کاهش است که آن هم طبق کتابهای درسی باید دلار را تقویت کند.
درحالیکه سرمایهگذاران جهانی همچنان مشتاق خرید داراییهای آمریکایی هستند، اوراق خزانه آمریکا بازدهی خوب و نقدشوندگی بینظیر دارند، و شرکتهای آمریکایی بهترینهای جهاناند اما آنها میخواهند ریسک ارزی ناشی از رویکرد بیثبات ترامپ در سیاست اقتصادی را پوشش دهند و وقتی معاملهگران در بازار آتی دلار را پوشش ریسک میکنند، این کار بهطور مکانیکی دلار را پایین میکشد. و این هفته، هفتهای پر از سیاستگذاریهای آشفته بود: بعد از تهدیدهای تعرفهای درباره گرینلند و عقبنشینی از آنها، وزارت خزانهداری با یک «بررسی نرخ» نادر، نگرانی خود را از ضعف ین نشان داد؛ رئیسجمهور گفت ضعف دلار مشکلی ندارد؛
و وزیر خزانهداری، برخلاف شواهد و منطق، گفت آمریکا همچنان سیاست «دلار قوی» دارد. این «بررسی نرخ» که اساسا یک پرسوجوی نمایشی درباره هزینه مداخله در بازار دلار/ین است، احتمالا با هدف یادآوری به متحد سیاسی آمریکا، نخستوزیر ژاپن سانائه تاکائیچی، انجام شد که آمریکا دوست مفیدی است و توکیو باید به تعهد خود برای سرمایهگذاری در آمریکا عمل کند. اما بازار ممکن است آن را نشانهای از نگرانی دولت از سرایت افزایش سریع بازدهی اوراق ژاپن به بازار اوراق خزانه آمریکا تلقی کرده باشد. در پسزمینه، به گفته کارتیک سانکاران از موسسه کوئینسی برای سیاستگذاری مسوولانه، درگیری مداوم میان دولت و فدرالرزرو تهدیدی بزرگتر برای ثبات دلار است تا هر ماجرای تعرفهای یا مداخله در بازار. هیچکدام از اینها نباید با «دلاریزدایی» یا حتی «فروش آمریکا» اشتباه گرفته شود. این فقط یک اذعان ضمنی است از سوی دارندگان دارایی در سراسر جهان که قرار گرفتن در معرض دلار که زمانی یک مزیت جانبی برای خرید داراییهای آمریکایی بود، حالا به ریسکی تبدیل شده که باید در برابر آن بیمه شد، آن هم با هزینه.
* تحلیلگر ارشد بازارهای مالی