نقشه نوسان در صنایع بورسی

نوسان‌های زودگذر

در چند سال اخیر یکی از مطالبی که همواره مورد توجه سرمایه‌گذاران بورسی است، نوسان یکنواخت صنایع است. در روزهای پرهیجان همه صنایع در محدوده مثبت یا منفی مورد معامله قرار می‌گیرند. با‌این‌حال، به نظر می‌رسد در بلندمدت مسیر صنایع به دلایل بنیادی از یکدیگر جدا می‌شود. فصلنامه سازمان بورس در یکی از پژوهش‌های اخیر خود با عنوان «اندازه‌گیری تلاطمات صنایع فعال در بورس اوراق بهادار تهران» که در دی‌ماه امسال منتشر شده، به این موضوع پرداخته است.

 یکی از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش حاضر آن است که بخش عمده‌ای از انتقال نوسان بین صنایع بورس تهران در کوتاه‌مدت رخ می‌دهد. به زبان ساده، اگر امروز یک شوک قیمتی یا خبری به یک صنعت وارد شود، اثر آن معمولا ظرف چند روز اول به صنایع دیگر سرایت می‌کند و پس از آن، شدت این اثر به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد.

بر اساس نتایج تحقیق، بیشترین ارتباط نوسانی بین صنایع در بازه‌های زمانی یک تا چهارروزه مشاهده شده است. این یعنی بازار سهام ایران به‌شدت به اخبار و هیجان‌های کوتاه‌مدت واکنش نشان می‌دهد، اما این واکنش‌ها دوام زیادی ندارند.

این امر برای سرمایه‌گذاران خرد نتایج مهمی دارد. بسیاری از نوسان‌هایی که باعث تصمیم‌های عجولانه خرید یا فروش می‌شوند، ماهیتی گذرا دارند. به همین دلیل، واکنش‌های شتاب‌زده به افت یا رشد کوتاه‌مدت یک صنعت می‌تواند به زیان سرمایه‌گذار تمام شود.

در افق‌های زمانی بلندمدت‌تر، یعنی پس از چند روز، ارتباط نوسان بین صنایع به‌شدت کاهش می‌یابد. این موضوع نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، بازار سهام ایران کمتر دچار «سرایت بلندمدت» نوسان‌ها بین صنایع مختلف می‌شود.

هر صنعت روایت خاص خود را دارد

یافته مهم دیگر پژوهش مورد بررسی در گزارش، آن است که بخش بزرگی از نوسان هر صنعت ناشی از عوامل درونی همان صنعت است. به بیان ساده‌تر، اگرچه صنایع بورس تهران از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند، اما همچنان شرایط خاص هر صنعت، اخبار مرتبط با آن و وضعیت شرکت‌های زیرمجموعه، نقش اصلی را در نوسان قیمت‌ها ایفا می‌کند.

این نتیجه برخلاف دیدگاهی است که تمام افت‌وخیزهای بازار را به وضعیت کلی بورس نسبت می‌دهد. داده‌ها نشان می‌دهد حتی در دوره‌هایی که بازار در مجموع صعودی یا نزولی است، رفتار صنایع می‌تواند کاملا متفاوت باشد. برای مثال، ممکن است در یک مقطع زمانی شاخص کل تحت فشار قرار بگیرد، اما یک صنعت خاص به دلیل افزایش سودآوری، تغییر نرخ‌های فروش یا تحولات سیاستی، عملکرد بهتری نسبت به سایر گروه‌ها داشته باشد.

این یافته بار دیگر بر اهمیت تحلیل صنعت تاکید می‌کند. سرمایه‌گذارانی که صرفا بر موج کلی بازار سوار می‌شوند و به ویژگی‌های خاص هر صنعت توجهی ندارند، ممکن است فرصت‌های مهمی را از دست بدهند یا در معرض ریسک‌های غیرضروری قرار بگیرند.

چسبندگی در دوران هیجان

یکی از بخش‌های مهم این پژوهش، بررسی رفتار نوسان‌ها در طول زمان است. نتایج نشان می‌دهد که در دوره‌های پرهیجان بازار سهام، ارتباط نوسانی بین صنایع به‌طور محسوسی افزایش می‌یابد. به‌ویژه در سال‌های ۱۳۹۸ و اوایل ۱۳۹۹، یعنی دوره‌ای که بورس تهران رشد بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد و حجم عظیمی از نقدینگی وارد بازار شد، نوسان‌ها با سرعت و شدت بیشتری بین صنایع مختلف منتقل شده‌اند. 

در چنین دوره‌هایی، سرمایه‌گذاران کمتر به تفاوت‌های بنیادی صنایع توجه می‌کنند و تصمیم‌ها بیشتر تحت‌تاثیر جو عمومی بازار، شایعات و رفتار جمعی اتخاذ می‌شود. نتیجه این وضعیت آن است که تقریبا همه صنایع با هم بالا یا پایین می‌روند.

این مساله در مدیریت ریسک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در دوره‌های آرام بازار، تنوع‌بخشی بین صنایع می‌تواند ریسک سبد سهام را کاهش دهد، اما در دوره‌های هیجانی، این ابزار کارایی کمتری دارد؛ زیرا نوسان‌ها به‌صورت هم‌زمان به بیشتر صنایع سرایت می‌کنند.

 به عبارت بهتر در دوره‌‌های پرنوسان و رونق بازار، بهتر است با انتخاب صنعت بر اساس داستان و روایت همان گروه از بازار، نتایج بهتر و عملکرد بهتری را در سبد سرمایه‌گذاری بر جای گذاشت. 

کدام صنایع بیشتر بر هم اثر می‌گذارند؟

پژوهشگران در این مطالعه تلاش کرده‌اند مشخص کنند که کدام صنایع ارتباط نوسانی نزدیک‌تری با یکدیگر دارند. نتایج نشان می‌دهد که این ارتباط‌ها تصادفی نیست و بین برخی صنایع پیوند معناداری وجود دارد. برای نمونه، رابطه نزدیک بین بانک و بیمه یکی از یافته‌های قابل‌توجه پژوهش است. این ارتباط قابل انتظار است؛ زیرا هر دو صنعت به‌شدت تحت‌تاثیر سیاست‌های پولی، نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد قرار دارند. همچنین بین ساختمان و سیمان پیوند نوسانی قابل‌توجهی مشاهده شده است. رونق یا رکود در بخش مسکن معمولا به‌طور مستقیم بر تقاضای سیمان اثر می‌گذارد و این ارتباط خود را در نوسان قیمت سهام این صنایع نشان می‌دهد.

از دیگر روابط مهم می‌توان به ارتباط حمل‌ونقل با بانک و بیمه اشاره کرد. تامین مالی، هزینه‌های بیمه‌ای و وضعیت نقدینگی شرکت‌های حمل‌ونقلی باعث می‌شود این صنعت به تحولات بخش مالی حساس باشد. همچنین بین صنایع دارویی و غذایی رابطه نوسانی مشاهده شده است؛ صنایعی که هر دو با موضوعاتی مانند قیمت‌گذاری دستوری، نرخ ارز و سیاست‌های حمایتی دولت درگیر هستند. شناخت این ارتباط‌ها به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند هنگام بروز شوک در یک صنعت، واکنش احتمالی صنایع مرتبط را بهتر پیش‌بینی کنند. مثلا به لحاظ بنیادی، رابطه معکوسی میان گروه یوتیلیتی و پتروشیمی‌های پایه وجود دارد. برخی از سرمایه‌گذاران با شناخت این ارتباط و مدیریت ریسک، با خرید نمادی مانند زاگرس، احتمالا نماد مبین یا فجر را به سبد سرمایه‌گذاری خود خواهند افزود. 

به طور کلی پژوهش حاضر پیام‌های مختلفی را برای بورسی‌ها به همراه دارد. نخست آنکه نوسان‌ها در بورس تهران عمدتا کوتاه‌مدت و هیجانی هستند. بنابراین، تصمیم‌گیری بر اساس نوسان‌های چندروزه می‌تواند ریسک بالایی داشته باشد.

دوم، هرچند صنایع بر یکدیگر اثر می‌گذارند، اما عوامل درونی هر صنعت نقش اصلی را در تعیین مسیر قیمت‌ها دارند. توجه به وضعیت سودآوری، ساختار هزینه و چشم‌انداز هر صنعت همچنان ضروری است. سوم، در دوره‌های پرهیجان، ارتباط نوسانی بین صنایع افزایش می‌یابد و مدیریت ریسک دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی، احتیاط، کاهش وزن معاملات کوتاه‌مدت و پرهیز از رفتارهای هیجانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این پژوهش نشان می‌دهد که بازار سهام ایران اگرچه در نگاه اول پرنوسان و غیرقابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد، اما الگوهای رفتاری مشخصی در پس این نوسان‌ها وجود دارد. شناخت این الگوها می‌تواند به سرمایه‌گذاران کمک کند تا با دیدی واقع‌بینانه‌تر و تصمیم‌هایی منطقی‌تر در بازار فعالیت کنند.