دیپلماسی اقتصادی در سایه چالش‌های ژئوپلیتیک

به گزارش نیویورک‌تایمز، استارمر، نخستین رهبر بریتانیا که از زمان ترزا می‌ در ۲۰۱۸ به چین سفر کرده است، روابط اقتصادی با پکن را فرصتی برای رشد اقتصادی کشورش اعلام کرده است. در مقابل، شی جین‌پینگ می‌خواهد چین را به‌عنوان یک شریک کلیدی برای غرب نشان دهد، بدون آنکه تنش‌های موجود با آمریکا تشدید شود (دنیای‌اقتصاد در گزارش‌های «موازنه‌گری لندن بین عقاب و اژدها» که چهارشنبه ۸بهمن منتشر شد و «ظهور ابرقدرت در افق پکن» که پنج‌شنبه ۹بهمن منتشر شد به این مساله پرداخته بود).  در این دیدار دو رهبر، بر اهمیت همکاری اقتصادی تاکید کردند.

شی جین‌پینگ افزود که چین مایل است فراتر از اختلافات با بریتانیا عمل کند و جایگاه خود را به‌عنوان شریک مطمئن تثبیت کند. وی تصریح کرد: «فارغ از میزان رشد و پیشرفت‌های پکن، این کشور تهدیدی برای دیگر کشورها نخواهد بود.» با وجود پیشینه اختلافات در حوزه حقوق بشر و نگرانی‌های امنیتی، استارمر گفت که روابط اقتصادی با پکن حیاتی است و خواستار «تعامل هوشمندانه و هدفمند» شد تا هم همکاری اقتصادی توسعه یابد و هم اختلافات مدیریت شود. از دستاوردهای این سفر، کاهش محدودیت ویزا برای شهروندان بریتانیایی در سفرهای کوتاه بود که بریتانیا را با دیگر کشورهای اروپایی همتراز می‌کند. چین در گزارش رسمی خود این اقدام را تنها «در حال بررسی» ذکر کرده است.   در واشنگتن، دونالد ترامپ همکاری اقتصادی نزدیک میان دو کشور را «بسیار خطرناک» خواند. با این حال، استارمر تاکید کرد که لندن نیازی به انتخاب بین واشنگتن و پکن ندارد و روابط امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی خود با آمریکا را حفظ می‌کند.

 در همین رابطه «مدرن دیپلماسی» هم نوشت، تحلیلگران می‌گویند استارمر و دیگر رهبران اروپایی در حال «تنوع‌بخشی به ریسک» هستند؛ به جای وابستگی کامل به آمریکا، روابط اقتصادی با چین را دنبال می‌کنند. این سیاست به معنای مقابله با آمریکا نیست، بلکه محافظت از منافع اقتصادی در شرایط ناپایدار جهانی است. از نظر اقتصادی، استارمر تعدادی توافق نمادین امضا کرد، از جمله کاهش تعرفه روی برخی نوشیدنی‌ها و تسهیل سفرهای کوتاه‌مدت بریتانیایی‌ها به چین. او همچنین خواستار گسترش همکاری‌ها در حوزه‌های مالی، سلامت، هوش مصنوعی، علوم زیستی و انرژی‌های تجدیدپذیر شد. هدف استارمر ایجاد اعتماد متقابل و تعامل هوشمندانه با چین است، بدون اینکه سیاست‌های ژئوپلیتیک این کشور به رسمیت شناخته شود.

 با این حال، محدودیت‌های ساختاری هنوز سر جای خود باقی است. اقتصاد چین کنترل‌شده است و بازار آن برای شرکت‌های خارجی محدودیت‌های جدی دارد. تجربه نشان داده که دستیابی به بازار صادراتی پایدار در چین کار آسانی نیست. تحلیلگران تاکید می‌کنند که تلاش برای بهره‌برداری اقتصادی از فرصت‌های چین باید با دقت انجام شود تا به وابستگی استراتژیک تبدیل نشود. در مجموع، سفر استارمر نمونه‌ای از رفتار قدرت‌های متوسط جهانی مانند بریتانیا در نظام جهانی در حال گذار است. بریتانیا می‌کوشد در محدوده امکان، استقلال اقتصادی و دیپلماسی متوازن خود را حفظ کند و همزمان اتحاد امنیتی با آمریکا را دست نخورده نگه دارد. این تجربه نشان می‌دهد که در دوران نظام بین‌المللی چندقطبی، کشورهای «میان مایه» یا دارای «‌قدرت متوسط» مجبور به بازیابی تعادل میان منافع اقتصادی، امنیت و وفاداری استراتژیک هستند.