آمریکا با اتکا به دکترین «دونرو» به دنبال ریشهکن کردن نفوذ چین در آمریکای لاتین؛
دو ابرقدرت در یک اقلیم
پکن چند دهه را صرف افزایش روابط تجاری و تامین مالی پروژههای خود در منطقه کرده تا ارتباطات حملونقل را تقویت و هزینههای انرژی را کاهش دهد و البته در این مسیر، نفوذ خود را تثبیت کند. «استراتژی امنیت ملی» ایالات متحده که در ماه دسامبر منتشر شد، متعهد شد که «از کنترل رقبای غیر نیمکرهای» بر «داراییهای حیاتی استراتژیک» در نیمکره غربی جلوگیری کند و «تمام تلاش خود را برای بیرون راندن شرکتهای خارجی که زیرساختها را در منطقه میسازند، انجام دهد». اکنون، این پرسش مطرح است که آیا ایالات متحده میتواند دوباره از زور - یا تاکتیکهایی مانند تعرفه یا تحریم - برای وادار کردن کشورهای قدرتمند به ترجیح منافع واشنگتن بر روابط با چین استفاده کند؟ «خورخههاینه»، سفیر سابق شیلی در چین، گفت: «شکی نیست که فشار وجود دارد و کشورها در برابر آن آسیبپذیر هستند... و در وزارتخانههای امور خارجه، افراد در حال برنامهریزی راههای مختلفی برای چگونگی مدیریت این موضوع هستند.»
تحلیلگران در محافل سیاسی چین میگویند پکن به خوبی میداند که چگونه فشار ایالات متحده میتواند دولتها را نسبت به همکاری با شرکتهای چینی محتاطتر کند یا روابط موجود را دوباره ارزیابی کنند؛ چیزی که قبلا در پاناما اتفاق افتاده است. در آنجا، دادگاه عالی روز پنجشنبه (۹بهمنماه) تصمیم گرفت قراردادهای بندری یک شرکت مرتبط با هنگکنگ را لغو کند. دادگاه این قراردادها را خلاف قانون اساسی تشخیص داد. «سان چنگهائو»، عضو مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی دانشگاه تسینگهوا در پکن، گفت: «تغییر رویکرد ایالات متحده به سمت امنیتی کردن زیرساختها، زنجیرههای تامین و داراییهای استراتژیک در نیمکره غربی مطمئنا هزینه سیاسی تعامل چین در آمریکای لاتین را افزایش خواهد داد.»
چین برای دههها شبکه گستردهای از روابط را در سراسر آمریکای لاتین و کارائیب، منطقهای که بیش از ۳۰کشور و ۶۷۰میلیون نفر جمعیت را دربرمیگیرد، ایجاد کرده است. از یک رابطه اقتصادی که در اوایل دهه۲۰۰۰ آغاز شد، زمانی که چین برای رونق اقتصادی خود به آمریکای لاتینِ غنی از منابع نگاه میکرد، دو طرف اکنون نیم تریلیون دلار تجارت سالانه دارند. چین اوایل این ماه بزرگترین مازاد تجاری جهان را با ۱.۲تریلیون دلار در سال۲۰۲۵ اعلام کرد که تجارت با این منطقه ۸ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. این مساله به پکن کمک میکند تا ضربه ناشی از اصطکاکهای تجاری اخیر با ایالات متحده را جبران کند.
در طول سالها در آمریکای لاتین، شرکتهای چینی بنادر و نیروگاهها، پلها و جادهها، مزارع بادی و خورشیدی، خطوط مترو و معادن را تامین مالی کرده یا ساختهاند که این امر بهدلیل سرمایه اضافی و ظرفیت مازاد صنعتی در چین و در سالهای اخیر، جاهطلبیهای جهانی شیجین پینگ، رهبر چین، برای گسترش نفوذ جهانی پکن بوده است. طبق گزارش « AidData»، یک آزمایشگاه تحقیقاتی در دانشگاه ویلیام و مری در ویرجینیا، در مجموع، بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳، تامین مالی از بخش رسمی چین بالغ بر ۳۰۲میلیارد دلار بوده است.
امروزه، شرکتهای مرتبط با چین در پرو مس استخراج میکنند و مقادیر زیادی لیتیوم از معادن آرژانتین و شیلی استخراج میکنند و در تلاشند تا به بولیوی گسترش یابند. شرکتهای برق دولتی چین، بخشهایی از شبکههای برق در پرو، شیلی و برزیل را در اختیار دارند و اداره میکنند؛ درحالیکه غولهای مخابراتی مانند «هوآوی» و «زد.تی.ای» شبکههای دیجیتال را در چندین اقتصاد آمریکای جنوبی تجهیز میکنند. در قلب نگرانیهای واشنگتن، زیرساختهای به اصطلاح دو منظوره قرار دارند: پروژههایی که ممکن است ماهیت تجاری داشته باشند؛ اما در صورت بروز درگیری میتوانند برای استفاده نظامی انتخاب شوند.