تجربه اوکراین در گذار به پایداری انرژی
گزارش آژانس بینالمللی انرژی با عنوان «تابآوری نظامهای انرژی؛ درسهایی از اوکراین» را باید فراتر از یک مطالعه موردی درباره یک کشور در شرایط بحرانی دانست؛ این سند در واقع بازخوانی عینیِ عملکرد یک شبکه برق مدرن در مواجهه با مجموعهای از فشارهای همزمان است که از اختلالات فیزیکی زیرساختی تا محدودیتهای سوخت، نوسانات شدید تقاضا و چالشهای لجستیک را دربر میگیرد. اهمیت بررسی تجربه اوکراین از آن جهت است که امنیت انرژی را نه صرفا در قالب ظرفیت نصبشده نیروگاهها، بلکه در چارچوب «قابلیت تداوم عملکرد» شبکه در بدترین سناریوها تعریف میکند؛ تعریفی که برای بسیاری از کشورها، بهویژه آنهایی که با فرسودگی زیرساخت یا تمرکز بالای تولید مواجه هستند، پیامدهای سیاستی گستردهای به همراه دارد.
کمبود ۷ گیگاواتی برق
در میانه زمستان ۲۰۲۶، زمانی که دمای هوا بهشدت کاهش یافت، تقاضای برق در اوکراین به حدود ۱۸ گیگاوات رسید، حال آنکه ظرفیت عملیاتی در برخی روزها به حدود ۱۱ گیگاوات محدود شده بود. این شکاف ۷گیگاواتی تنها یک عدد فنی نبود، بلکه به معنای اعمال خاموشیهای گسترده، تهدید پایداری شبکههای آب و فاضلاب، فشار بر سیستمهای گرمایشی شهری و افزایش ریسک اختلال در خدمات درمانی و حملونقل بود. چنین شکافی، حتی اگر موقتی باشد، میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند و هزینههای غیرمستقیم آن بهمراتب فراتر از بخش انرژی گسترش یابد. از همین رو، مفهوم تابآوری در این سند نه یک موضوع انتزاعی، بلکه یک ضرورت عملیاتی برای حفظ انسجام اجتماعی و اقتصادی معرفی میشود.
یکی از نکات کلیدی این است که بسیاری از شبکههای برق در جهان بر پایه معماریهای متمرکز و قدیمی طراحی شدهاند؛ شبکههایی که در آنها چند نیروگاه بزرگ و چند پست انتقال فشارقوی نقش ستون فقرات سیستم را ایفا میکنند. این مدل در شرایط عادی میتواند کارآمد و اقتصادی باشد، اما در برابر اختلالات گسترده، نقاط تمرکز به نقاط آسیبپذیر تبدیل میشوند. از دست رفتن یا خروج موقت چند گره کلیدی میتواند تعادل کل سیستم را بر هم زند و بازیابی را پیچیده و زمانبر کند. تجربه اوکراین نشان داد که وابستگی بیش از حد به این گرههای حیاتی، سطح ریسک سیستم را افزایش میدهد و هزینه بازسازی را بالا میبرد.
در مقابل، حرکت به سمت تنوعبخشی و تمرکززدایی در تولید و ذخیرهسازی، یکی از محورهای اصلی پاسخ این کشور بوده است. بر اساس دادههای ارائهشده در گزارش، از سال ۲۰۲۲ تاکنون حدود ۱.۵ گیگاوات ظرفیت خورشیدی پشتبامی در اوکراین نصب شده است؛ ظرفیتی که هرچند در مقیاس ملی محدود به نظر میرسد، اما در سطح محلی و شهری میتواند نقش پشتیبان حیاتی را ایفا کند. تولید پراکنده این امکان را فراهم میآورد که در صورت بروز اختلال در شبکه اصلی، بخشهایی از مصرف بهصورت جزیرهای تامین شود و فشار بر شبکه سراسری کاهش یابد. همین منطق درباره توسعه میکروگریدها و سامانههای تولید همزمان برق و حرارت نیز صادق است.
توجه به ذخیرهسازی انرژی
در حوزه ذخیرهسازی نیز تحولات قابلتوجهی در این کشور رخ داده است. پروژه ۴۰۰مگاواتساعتی شرکت DTEK که در سال ۲۰۲۵ به بهرهبرداری رسید، نمونهای برجسته از سرمایهگذاری در ظرفیتهای ضربهگیر شبکه است. این پروژه با سرمایهای در حدود ۱۲۵میلیون یورو و در مدت زمانی نسبتا کوتاه تکمیل شد و توانست در مدیریت پیک مصرف و جلوگیری از گسترش خاموشیها نقش ایفا کند. ظرفیت تامین برق صدها هزار خانوار برای چند ساعت، در شرایطی که شبکه با کمبود عرضه مواجه است، میتواند زمان لازم را برای بازیابی یا مدیریت بار فراهم آورد. گزارش تاکید میکند که توسعه ذخیرهسازی باتری نه تنها برای ادغام انرژیهای تجدیدپذیر اهمیت دارد، بلکه بهعنوان ابزار کلیدی تابآوری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
ابعاد فیزیکی تابآوری نیز در این گزارش جایگاه ویژهای دارد. سختسازی تاسیسات انتقال و توزیع، استفاده از سازههای مقاومتر، ایجاد موانع حفاظتی و حتی در برخی موارد انتقال تجهیزات حساس به زیر زمین، از جمله اقداماتی است که برای کاهش شدت خسارات پیشنهاد شده است. با این حال، گزارش تصریح میکند که چنین اقداماتی باید مبتنی بر ارزیابی ریسک و متناسب با اهمیت هر مؤلفه شبکه باشد، زیرا منابع مالی محدود است و اولویتبندی سرمایهگذاری اهمیت بالایی دارد. به بیان دیگر، تابآوری موثر مستلزم تلفیق تحلیل فنی، مدیریت ریسک و تصمیمگیری اقتصادی است.
موضوع ذخایر سوخت و تجهیزات یدکی نیز بخش مهمی از یافتههای گزارش را تشکیل میدهد. در شرایطی که دسترسی به سوخت مایع یا قطعات کلیدی مانند ترانسفورماتورها با اختلال مواجه شود، حتی ظرفیتهای تولید و ذخیرهسازی نیز کارآیی خود را از دست میدهند. تجربه اوکراین نشان داد که فقدان چارچوبهای حقوقی روشن برای آزادسازی ذخایر یا تسریع واردات تجهیزات میتواند زمان واکنش را بهطور قابل ملاحظهای افزایش دهد. از این رو، توصیه میشود کشورها علاوه بر نگهداری ذخایر استراتژیک، سازوکارهای قانونی و مالی لازم را برای استفاده سریع از آنها از پیش تعریف کنند.
ظرفیت تابآوری نهادهای اوکراین
در کنار ابعاد سختافزاری، ظرفیتهای نهادی و انسانی نیز بهعنوان ستون تابآوری معرفی شدهاند. وجود تیمهای فنی آموزشدیده در درون شرکتهای شبکه، توانایی تعمیر و بازسازی سریع و دسترسی به دادههای دقیق و بهروز درباره وضعیت شبکه، عواملی هستند که سرعت بازیابی را تعیین میکنند. اتکای کامل به پیمانکاران بیرونی در شرایط اختلال گسترده میتواند ناکارآمد باشد، زیرا دسترسی به نیروی متخصص ممکن است خود با محدودیت مواجه شود. بنابراین، سرمایهگذاری در آموزش و حفظ نیروی انسانی متخصص بهاندازه سرمایهگذاری در تجهیزات اهمیت دارد.
گزارش همچنین بر اهمیت مدیریت تقاضا و ارتباط موثر با شهروندان تاکید میکند. در شرایطی که عرضه محدود است، اطلاعرسانی شفاف و بهموقع میتواند رفتار مصرفی را اصلاح کند و از فشار ناگهانی بر شبکه بکاهد. استفاده همزمان از کانالهای دیجیتال، پیامک، رادیو و سایر ابزارهای ارتباطی برای انتقال پیامهای مدیریت بار، به کاهش دامنه خاموشیها کمک کرده است. این تجربه نشان میدهد که تابآوری صرفا یک مفهوم فنی نیست، بلکه به مشارکت اجتماعی و اعتماد عمومی نیز وابسته است.
از منظر مالی، یکی از پرسشهای اساسی آن است که هزینه تابآوری چگونه باید تامین شود. پیشنهاد میشود که معیارهای تابآوری در فرآیند تنظیمگری و تعیین تعرفهها ادغام شود تا شرکتهای فعال در شبکه انگیزه لازم برای سرمایهگذاری در این حوزه را داشته باشند. همچنین، دسترسی به منابع مالی بینالمللی و سازوکارهای تضمین سرمایهگذاری میتواند نقش مهمی در تسریع پروژههای زیرساختی ایفا کند. تجربه اوکراین نشان میدهد که ترکیب منابع داخلی و حمایتهای خارجی میتواند امکان اجرای سریع پروژههای حیاتی را فراهم آورد.
همکاریهای منطقهای نیز در این سند مورد توجه قرار گرفته است. توافقهای پیشینی برای تبادل تجهیزات، اشتراکگذاری دانش فنی و هماهنگی در شرایط اضطراری میتواند زمان دسترسی به منابع حیاتی را کاهش دهد. ایجاد ذخایر مشترک منطقهای و تمرینهای دورهای برای سنجش آمادگی، از جمله اقداماتی است که در گزارش توصیه شده است. این همکاریها نه تنها به کاهش هزینهها کمک میکند، بلکه اعتماد متقابل و همافزایی ظرفیتها را نیز تقویت میکند.
در نهایت، پیام محوری تجربه اوکراین آن است که آینده امنیت انرژی در گرو بازنگری در الگوهای سنتی توسعه شبکه است. ظرفیت نصبشده بالا، بدون تنوعبخشی، ذخیرهسازی، مدیریت هوشمند و چارچوبهای نهادی کارآمد، تضمینکننده پایداری نیست. تجربه این کشور نشان داد که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان با ترکیب برنامهریزی پیشنگر، سرمایهگذاری هدفمند و اصلاحات نهادی، از فروپاشی کامل سیستم جلوگیری کرد و مسیر بازگشت به ثبات را کوتاهتر ساخت. برای سایر کشورها، این تجربه یادآور آن است که تابآوری نه یک انتخاب، بلکه بخشی جداییناپذیر از سیاستگذاری انرژی در قرن بیستویکم است؛ سیاستی که باید از هماکنون در طراحی نیروگاهها، شبکهها و مقررات آینده نهادینه شود تا در مواجهه با شوکهای پیشبینیناپذیر، اقتصاد و جامعه با کمترین هزینه ممکن به مسیر عادی بازگردند.