چرخش مفهومی در سیاست‌گذاری پولی آمریکا

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمدامین مکرمی؛ براساس گزارش فایننشال تایمز، واکنش اولیه بازارها به این انتصاب مثبت بود. تقویت دلار و افت بهای طلا نشان داد سرمایه‌گذاران، وارش را گزینه‌ای ضدتورمی تلقی می‌کنند. این برداشت ریشه در سابقه فکری او دارد؛ جایی که بارها از «اعتیاد بانک‌های مرکزی به پول ارزان» و نقش آن در تشدید کسری بودجه دولت‌ها انتقاد کرده است. از این منظر، وارش در پی بازگرداندن فدرال‌رزرو به ماموریت کلاسیک خود، یعنی مهار تورم و حفظ اعتبار پولی است.

اما تناقض اصلی در همین نقطه آغاز می‌شود. وارش در عین حال به کاهش شدید نرخ‌های بهره باور دارد؛ نه از مسیر انبساط پولی، بلکه با تکیه بر یک فرض کلیدی: جهش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی. این فرض، اگرچه در محافل فناوری‌محور جذاب است، اما هنوز در داده‌های سخت اقتصاد کلان به‌طور کامل تایید نشده است. در نتیجه، سیاست‌گذاری مبتنی بر آن، ریسک خطای محاسباتی را افزایش می‌دهد.

تنش دیگر، رابطه وارش با دونالد ترامپ است. رئیس‌جمهور خواهان نرخ‌های بهره پایین برای کاهش هزینه تامین مالی کسری بودجه است، در حالی که وارش تاکید دارد این کاهش باید با انقباض مالی در بازارهای سرمایه و کوچک‌سازی ترازنامه فدرال‌رزرو همراه شود. تحقق همزمان این دو هدف دشوار است و می‌تواند به شیب‌دار شدن منحنی بازده و افزایش هزینه استقراض بلندمدت دولت آمریکا منجر شود.

ریاست وارش آزمونی برای استقلال فدرال‌رزرو خواهد بود. اگر او بتواند در برابر فشارهای سیاسی مقاومت کند، ممکن است اعتبار بانک مرکزی تقویت شود. اما اگر «اقتصاد مبتنی بر باور» در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده اقتصاد جهانی دوام نیاورد، شکاف میان داده‌ها و تصمیم‌ها می‌تواند به چالشی جدی برای سیاست پولی آمریکا تبدیل شود./