روایتی از ساکنان بومی اقلیم دیجیتال؛
تنهایی نسل «زد» در عصر هوش مصنوعی
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-نیلوفر ادیب نیا: نسل «زد» (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) که اغلب بهعنوان نخستین ساکنان بومی اقلیم دیجیتال شناخته میشوند، امروز با پارادوکسی تلخ دستبهگریباناند؛ تحقیقات نشان میدهد این نسل که در خط مقدم پیوندهای مجازی قرار دارد، یکی از تنهاترین گروههای سنی تاریخ است.
یافتههای دفتر ملی آمار بریتانیا فاش میکند که جوانان ۱۶ تا ۲۹ ساله، منزویترین قشر جامعه در این کشور هستند و یکسوم آنان طعم گس تنهایی را بهطور مکرر یا گهگاه میچشند. براساس گزارشی از بیبیسی، این گسست عمیق اجتماعی، بسیاری از آنان را برای التیام زخم تنهایی و یافتن پناهگاهی عاطفی، به سوی هوش مصنوعی سوق داده است و مرز میان فناوری و همدم انسانی را بیش از هر زمان دیگری کمرنگ کرده است.
طبق گزارش موسسه خیریه «OnSide»، حدود ۳۹ درصد از نوجوانان بریتانیایی برای مقابله با انزوا به چتباتها متوسل میشوند و در این میان، ۲۰ درصد صراحتا بیان میکنند که همنشینی با هوش مصنوعی برایشان دلپذیرتر و آسانتر از گفتوگو با انسانهاست.
این پدیده در مستندی با عنوان «نسل تنها» (Generation Lonely) به کارگردانی سم تولن، فیلمساز ۲۲ ساله لیورپولی، به تصویر کشیده شده است. این فیلم، روایتگر زندگی جوانانی همچون «پیسلی» است؛ دختری که پس از فراغت از تحصیل و ورود به دنیای انفرادی دورکاری، به چتبات ChatGPT روی آورد.
او هوش مصنوعی را «در دسترسترین نقطه تماس» خود میداند و در روزهایی که برقراری ارتباط با دیگران برایش دشوار بود، به این فناوری همچون یک دوست تکیه کرد. سم تولن معتقد است همهگیری کووید، انزوای نسلی را که پیش از آن نیز غرق در دنیای دیجیتال بود، به اوج خود رساند. مشاهدات او نشان میدهد بسیاری از جوانان برای دریافت تایید و اعتبار عاطفی حتی برای سادهترین مسائل مانند انتخاب لباس یا برنامهریزی روزانه به هوش مصنوعی مراجعه میکنند؛ هرچند اکثر آنان در نهایت درمییابند که الگوریتمها هرگز نمیتوانند خلأ عمیق روابط انسانی را پر کنند.
مددکاران حوزه جوانان نیز بر این نگرانیها صحه میگذارند. آدام فریکر، مدیر یکی از مراکز حمایتی در منچستر، جذابیت هوش مصنوعی را در دسترسی همیشگی و قضاوتگر نبودن آن میبیند. با این حال، او هشدار میدهد که جوانان به اشتباه پاسخهای این چتباتها را بهمنزله حقیقتی محض میپذیرند، در حالی که این فناوری اساسا فاقد «هوش عاطفی» است.
فریکر با تکیه بر تجربه حمایت از ۱۵ هزار جوان تأکید میکند که هوش مصنوعی هرگز نمیتواند جایگزین ظرافتهای رفتاری، همدلی و درک عمیقی شود که در تعامل با یک انسان مورد اعتماد وجود دارد؛ بهویژه برای نسلی که هنوز در حال صیقل دادن مهارتهای شناختی و عاطفی خویش است.
کارشناسان فراتر از چالشهای رفتاری، به مخاطرات روانی عمیقتری اشاره میکنند. دکتر جنیفر سرنز، استاد دانشگاه منچستر، هشدار میدهد که چتباتها بهندرت رفتارهای نادرست یا مخرب را به چالش میکشند و این ویژگی میتواند توانایی نوجوانان در ترسیم مرزهای سالم اجتماعی را مختل کند. او نگران است که خو گرفتن به این «همراهان همیشه موافق»، مهارت جوانان برای تعامل با انسانهای واقعی را در آینده به تحلیل ببرد. در این میان، بسیاری از نوجوانان در مستند «نسل تنها» لب به گلایه گشودند که والدینشان ابعاد وسیع تنهایی آنها را درک نمیکنند و آن را صرفا به کمکاری یا انزوای خودخواسته نسبت میدهند؛ غافل از اینکه این تنهایی، نه یک خصلت فردی، بلکه تغییری ساختاری در زیست اجتماعی نسل زد است.