نرخ دلار در اقتصاد ایران نه یک متغیر مستقل، بلکه آیینهای ترکخورده از ساختاری شکننده است. ساختاری که هر لرزش سیاسی را حتی پیش از تبدیلشدن به واقعیت اقتصادی، بازتاب میدهد. در این چارچوب، بازار ارز بیش از آنکه بازتابدهنده وضعیت تحققیافته اقتصاد کلان باشد، به عرصهای برای تخلیه نااطمینانیهای سیاسی، نهادی و انتظاری بدل شده است. از اینرو، واکنش نرخ ارز به شوکها، نهتنها سریع، بلکه پیشدستانه و بعضا اغراقآمیز است. فارغ از این ملاحظات بنیادی، از منظر تحلیل تکنیکال نیز نرخ دلار پس از عبور از یک مقاومت مهم دینامیک که نزدیک به یک دهه حفظ شده بود و همچنین عبور از سطح ۱۲۸هزار تومان، وارد فاز قیمتی جدیدی شده است. در چنین شرایطی، تا زمان دستیابی به اهداف قیمتی و شکلگیری سطوح تعادلی جدید میان خریداران و فروشندگان، امکان تداوم حرکت قیمت بهصورت تدریجی وجود دارد. این تحول تکنیکال، خود در بستر انتظارات تورمی و نااطمینانیهای سیاسی بهصورت پیشدستانه معنا پیدا میکند.