خوانشی در اندیشه اسنایدر و عجماوغلو
آزادی و دولت کارآمد
تیموتی اسنایدر، تاریخدان و استاد دانشگاه ییل، آزادی را نه صرفا به عنوان نبود اجبار، بلکه به عنوان توان انسان برای زندگی معنادار تعریف میکند. به باور او، آزادی زمانی تحقق مییابد که افراد نه تنها بتوانند انتخاب کنند، بلکه امکانات واقعی برای عمل به آن انتخابها نیز داشته باشند. این دیدگاه با آنچه اغلب به عنوان آزادی منفی شناخته میشود متفاوت است، زیرا آزادی منفی تنها به معنای عدم دخالت دیگران یا دولت است. اسنایدر تاکید میکند که آزادی بدون نهادهای قوی و کارآمد بیپشتوانه میشود و تجربه تاریخی نشان داده است که فقدان نهادهای مستقل قضایی، رسانههای آزاد و آموزش عمومی، زمینهساز فروپاشی آزادی و ظهور استبداد است.
آزادی به گفته او یک پروژه جمعی و مداوم است و بدون مشارکت فعال شهروندان و مراقبت از نهادها، خطر انحراف آن همواره وجود دارد. اسنایدر همچنین بر پیوند آزادی با حقیقت و اطلاعات درست تاکید میکند و میگوید جامعهای که در آن مردم قادر به تشخیص واقعیت از دروغ نباشند، نمیتواند آزاد باشد، زیرا انتخابهای افراد بر اساس اطلاعات ناقص یا تحریفشده، آزادانه و موثر نخواهد بود. به این ترتیب، آزادی در نگاه اسنایدر نه یک وضعیت بلکه یک فرآیند فعال و نهادینهشده است که نیازمند دولت کارآمد، نهادهای مستقل و جامعه مسوولیتپذیر است. دارون عجماوغلو، اقتصاددان مشهور، آزادی را از منظر اقتصاد سیاسی و نهادی بررسی میکند. او نشان میدهد که آزادی و توسعه اقتصادی رابطه تنگاتنگی با کیفیت نهادها و دولتها دارند و بدون نهادهای سیاسی و اقتصادی کارآمد، آزادی سیاسی و اقتصادی بهطور واقعی محقق نمیشود.
عجماوغلو در تحلیل خود بر تفاوت میان نهادهای فراگیر و نهادهای بهره کش تاکید میکند. نهادهای فراگیر مانند دموکراسیهای پاسخگو و سیستم قضایی مستقل فرصتهای برابر برای شهروندان فراهم میکنند و به افراد اجازه میدهند تا توانمندیهای خود را در اقتصاد و سیاست بهکار گیرند، درحالیکه نهادهای بهره کش قدرت و منابع را در دست اقلیت کوچکی متمرکز میکنند و مانع بهرهبرداری عادلانه اکثریت میشوند. آزادی واقعی تنها در محیطی برقرار میشود که نهادها اجازه مشارکت فعال و دسترسی برابر به فرصتها را بدهند. یکی دیگر از نکات کلیدی عجماوغلو، پیوند میان توسعه اقتصادی و آزادی سیاسی است. او نشان میدهد کشورهایی که نهادهای اقتصادی فراگیر دارند، به طور طبیعی به سمت نهادهای سیاسی فراگیر حرکت میکنند و بالعکس. فقدان دولت کارآمد و نهادهای پایدار نه تنها مانع رشد اقتصادی میشود، بلکه آزادی را نیز تضعیف میکند، زیرا شهروندان نمیتوانند انتخابهای واقعی و موثر داشته باشند.
اگرچه اسنایدر و عجماوغلو از زاویههای متفاوت به آزادی نگاه میکنند، اما در یک نکته کلیدی همنظر هستند: آزادی بدون نهادهای قوی و دولت کارآمد دوام نمیآورد. اسنایدر این موضوع را از منظر تاریخ و اخلاق بررسی میکند و عجماوغلو آن را از منظر اقتصاد و نهادها تحلیل میکند. هر دو تاکید دارند که نهادهای مستقل و کارآمد شرط لازم برای آزادی هستند، توان واقعی عمل برای انتخابهای معنادار ضروری است و فقدان نهادها به فروپاشی آزادی منجر میشود. تجربه تاریخی اسنایدر در اروپای شرقی و غربی و مطالعات تطبیقی عجماوغلو در کشورهای مختلف جهان نشان میدهد که دولتهای ضعیف یا نهادهای ناکارآمد، حتی در ظاهر آزادی را محدود میکنند و زمینه را برای تمرکز قدرت و ظهور استبداد فراهم میآورند. علاوه بر این، هر دو بر اهمیت مسوولیت جمعی شهروندان و مشارکت فعال در جامعه تاکید دارند و هشدار میدهند که آزادی بدون فرهنگ پاسخگویی و اطلاعات درست ناپایدار است.
خوانش تطبیقی دیدگاههای اسنایدر و عجماوغلو پیامدهای مهمی برای کشورهای در حال توسعه دارد. آزادی و توسعه اقتصادی با هم گره خوردهاند و بدون نهادهای اقتصادی و سیاسی فراگیر، آزادی سیاسی و اقتصادی شکننده خواهد بود. تقویت نهادها، ایجاد دادگاههای مستقل، رسانههای آزاد و نهادهای آموزشی، آزادی واقعی را تضمین میکند.
توسعه اقتصادی نیز باید همراه با اصلاحات نهادی باشد تا از تمرکز قدرت جلوگیری شود و شهروندان بتوانند از فرصتهای واقعی برخوردار باشند. تجربه تاریخی و شواهد اقتصادی نشان میدهد که فقدان دولت کارآمد و نهادهای پایدار، آزادی را به سرعت فرو میریزد و به ظهور نظامهای استبدادی یا ناکارآمد اقتصادی منجر میشود.
خوانش تطبیقی اسنایدر و عجماوغلو بیانگر این واقعیت است که آزادی تنها یک حق یا شعار نیست، بلکه محصول تعامل میان نهادها، دولت و جامعه است. اسنایدر این موضوع را از منظر تاریخ و اخلاق بررسی میکند و عجماوغلو از منظر اقتصاد و نهادها. هر دو به یک نکته کلیدی رسیدهاند: آزادی بدون نهادها و دولت کارآمد فرو میریزد و دوام نمیآورد. این بینش، راهنمای مهمی برای سیاستگذاران و فعالان اجتماعی است و تاکید میکند که برای حفظ آزادی و تحقق توسعه پایدار، شهروندان، دولت و نهادها باید همزمان و هماهنگ عمل کنند. آزادی تنها زمانی تحقق مییابد که نهادهای سیاسی و اقتصادی کارآمد وجود داشته باشد، مشارکت فعال شهروندان تضمین شود، اطلاعات درست و رسانههای مستقل فراهم گردد و دولت بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. در نبود این عناصر، آزادی صرفا یک شعار باقی میماند و فروپاشی آن، هم در سطح سیاسی و هم در سطح اقتصادی، حتمی خواهد بود.
* دانش آموخته اقتصاد