کاربران برای چند ساعت اتصال به شبکه جهانی، میلیونها تومان میپردازند؛
نصب فیلترشکن در محل
بازار فیلترشکن در ایران این روزها به فضایی پرهزینه بدل شده است و کاربران برای دسترسی کوتاهمدت به اینترنت بینالملل ناچارند هزینههایی بالا بپردازند. این در حالی است که فروشندگان صراحتا اعلام میکنند که هیچ تضمینی برای پایداری اتصال وجود ندارد و قیمتها بسته به سرور و شرایط شبکه تغییر میکند. این شرایط باعث شده کاربران ناچار به خرید فیلترشکنهای پولی شوند؛ خریدهایی که نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار و برای حفظ حداقلی ارتباط انجام میشود. بازار پرنوسان و بیضمانت فیلترشکنها، این روزها به نمادی از ناپایداری اینترنت و فشار اقتصادی بر کاربران تبدیل شده است.
اتصال ناپایدار
اینترنت در هفتههای اخیر نهتنها کند شده، بلکه به تجربهای ناپایدار و فرساینده بدل شده است. کاربران با اتصالهایی مواجهاند که مدام قطع و وصل میشود و دسترسی به اینترنت بینالملل به لحظههایی کوتاه، شکننده و غیرقابل پیشبینی محدود شده است. در چنین شرایطی وصل شدن خود به هدف تبدیل شده است و بسیاری از مردم بهدنبال فیلترشکنی هستند که حتی برای دقایقی آنها را از این انسداد خارج کند. بازار ویپیان داغتر از همیشه است؛ قیمتها افزایش یافته، اما کیفیت و اطمینان نه. فروشندگان هیچ تضمینی برای پایداری اتصال نمیدهند و کاربران میان نسخهها، سرورها و وعدههای موقت سردرگماند. فیلترشکنهای رایگان نیز اغلب یکی در میان کار میکنند و اتصال آنها بیشتر به شانس شباهت دارد تا یک سرویس ارتباطی. نتیجه، شکلگیری نوعی آشفتگی عمومی است که در آن اینترنت از یک زیرساخت قابل اتکا به تجربهای پرهزینه، ناپایدار و فرساینده تبدیل شده است.
در بازتاب رسانهای این وضعیت، اینترنت نه بهعنوان یک خدمت عمومی پایدار، بلکه بهمثابه امکانی نابرابر تصویر میشود. برخی رسانهها در گزارشهای اخیر خود نوشتهاند که دسترسی به اینترنت جهانی عملا تنها از مسیر فیلترشکنها ممکن است و حتی همین مسیر نیز تضمینشده نیست. روایت غالب رسانهای بر این نکته تاکید دارد که کاربران در غیاب اینترنت عادی به بازار سیاه ویپیان رانده شدهاند؛ بازاری که نه شفاف است، نه پاسخگو و نه قابل پیشبینی.
مشاهدات میدانی نیز این تصویر را تایید میکند. قیمت برخی فیلترشکنها در هفتههای اخیر جهش کمسابقهای داشته است و اکنون هر فروشنده ویپیان برای خود قیمتی دارد. برخی بستههای ۲۰ گیگابایتی یکماهه در برخی سرویسها تا یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شدهاند. بستههای ۱۰ گیگابایتی حدود ۴۰۰ هزار تومان فروخته میشوند و در مواردی، ۲۰ گیگابایت ترافیک با سرورهای خاص حدود ۵۵۰ هزار تومان قیمت دارد. فروشندگان صراحتا اعلام میکنند که قیمتها بسته به نوع سرور و شرایط لحظهای شبکه تغییر میکند و مهمتر از آن تضمینی برای پایداری اتصال ارائه نمیشود؛ زیرا وضعیت اینترنت کشور مشخص نیست.
همچنین برخی رسانهها در این باره نوشتهاند که قیمت فیلترشکنها از ۲ تا ۱۰میلیون تومان متغیر است و حتی برخی کاربران پس از خرید، فقط برای یک روز یا یک ساعت به اینترنت وصل میشوند. برخی کاربران هم میگویند در این بین کسانی وجود دارند که علاوه بر فروش کانفیگ تمام مراحل آن را انجام میدهند و در نهایت گوشی را تحویل میدهند؛ قیمت این فیلترشکنها تا سه میلیون تومان گزارش شده است. البته این ماجرا تا آنجا ادامه پیدا کرده است که برخی حتی فیلترشکنهای رایگان خود را میفروشند و برای انتقال آن به سایر گوشیها پول دریافت میکنند.
در چنین شرایطی، از کار افتادن یا ناپایداری فیلترشکنها، رفتار کاربران را بهطور محسوسی تغییر داده است. بسیاری از کاربران که تا پیش از این به نسخههای رایگان یا اشتراکی کوتاهمدت بسنده میکردند حالا ناچار به خرید فیلترشکنهای پولی شدهاند؛ خریدی که نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار انجام میشود. گفتوگو با کاربران نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این خریدها بدون آگاهی فنی و صرفا بر اساس توصیههای پراکنده در شبکههای اجتماعی یا تجربههای لحظهای انجام میشود؛ تجربههایی که اغلب ناپایدار و غیرقابل تکرارند.
برخی کاربران میگویند در نبود گزینههای رایگان قابل اتکا حتی فیلترشکنهای گرانقیمت را صرفا برای حفظ حداقلی از ارتباط امتحان میکنند، بیآنکه انتظار پایداری یا کیفیت مشخصی داشته باشند. فروشندگان نیز این وضعیت را تایید میکنند و از افزایش تقاضا، بهویژه در روزهایی که محدودیتها تشدید میشود، خبر میدهند. با این حال همزمان با رشد تقاضا بیاعتمادی نیز افزایش یافته است؛ کاربرانی که بارها هزینه پرداخت کردهاند، اما سرویسی دریافت نکردهاند که بتوان روی آن برای کار، آموزش یا ارتباط پایدار حساب کرد.
این وضعیت بازار ویپیان را به فضایی آشفته و پرریسک تبدیل کرده است؛ بازاری که در آن تصمیمگیری نه بر پایه کیفیت، بلکه بر اساس اضطرار، شانس و تجربههای مقطعی شکل میگیرد. نتیجه بازتولید همان ناپایداری است که کاربران از آن گریختهاند؛ اینترنتی که حتی با پرداخت هزینه نیز همچنان غیر قابل اتکاست و تنها امکان حضوری کوتاه و ناپایدار در شبکه جهانی را فراهم میکند.
مافیای فروش ویپیان
اما چرا برخی فیلترشکنها حتی در شرایطی که اینترنت عملا قطع یا بهشدت محدود است، همچنان کار میکنند؟ آرین اقبال، کارشناس شبکه در این مورد میگوید در دورهای که اینترنت بهطور کامل قطع شده بود، هیچ فیلترشکنی واقعا امکان اتصال نداشت. آنچه پس از آن اتفاق افتاد نه بازگشت اینترنت، بلکه نوعی شل کردن محدود دسترسی بود؛ تغییری جزئی که مسیرهای خاصی را از انسداد کامل خارج کرد.
به گفته او در همین مقطع افرادی که به مسیرهای ویژه و آیپیهای وایتلیستشده دسترسی داشتند، شروع به راهاندازی و فروش ویپیان کردند. این سرورها برخلاف سرورهای عادی مستقر در دیتاسنترها مشمول قطعی اینترنت نمیشوند و از ابتدا در دایره دسترسیهای خاص تعریف شدهاند. اقبال یادآور میشود که در تمام مدت قطع اینترنت، برخی نهادها و رسانهها بدون وقفه به اینترنت دسترسی داشتند؛ از جمله خبرگزاریهایی مانند فارس، تسنیم و صداوسیما که حتی برای یک ساعت نیز ارتباطشان قطع نشد. بهگفته او وقتی فیلترشکنی بر بستر چنین مسیرهایی راهاندازی میشود، طبیعی است که در شرایط محدودیت عمومی همچنان کار کند.
اقبال در ادامه به مسیرهای غیرعادی عبور ترافیک، از جمله انتقال داده از طریق DNS اشاره میکند و میگوید این روشها اگرچه گاهی اتصال را ممکن میکنند، اما کیفیتی بسیار پایین دارند و عملا فقط امکان دسترسی محدود و کند به پیامهای متنی را فراهم میآورند. از نگاه او فیلترشکنهایی که امروز کیفیت بالاتر، پایداری نسبی و کارکرد قابل قبول دارند، نه حاصل نوآوری فنی یا معماری پیچیده، بلکه مبتنی بر رانت و دسترسیهای ویژه به زیرساخت شبکهاند.
در نهایت این وضعیت به شکلگیری اینترنتی دوپاره انجامیده است؛ اینترنتی که برای عموم کاربران ناپایدار، پرهزینه و فرساینده است و اینترنتی که برای گروهی محدود، همچنان برقرار و بیوقفه باقی مانده است. فیلترشکنها در این میان نه راهحل، بلکه نشانهای از این شکافاند؛ ابزارهایی که نهایتا برای استفادههای سطحی شبکههای اجتماعی کارآمدند، اما جایگزینی برای اینترنت پایدار مورد نیاز فعالیتهای جدی علمی، حرفهای و کسبوکاری محسوب نمیشوند.
یک مسیر قدیمی
در ادامه اقبال به یکی دیگر از مفاهیمی میپردازد که در هفتههای اخیر بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای غیررسمی مطرح شده و بهنوعی به «امید فنی» کاربران بدل شده است؛ مفهومی به نام IPv۶. بهگفته او نسخه چهارم یا ششم پروتکل اینترنت یعنی IPv۴ و IPv۶ بهخودیخود ارتباط مستقیمی با کارکرد فیلترشکن ندارد و تصور نجاتبخش بودن IPv۶، بیش از آنکه ریشه در واقعیت فنی امروز داشته باشد بازمانده تجربهای قدیمی است.
اقبال توضیح میدهد که در سالهای گذشته استفاده از IPv۴ بسیار فراگیرتر بود و تقریبا تمام سازوکارهای مسیریابی و کنترل ترافیک بر همین نسخه استوار شده بودند. در همان مقطع بسیاری از تجهیزات فیلترینگ یا از IPv۶ پشتیبانی نمیکردند یا این پشتیبانی بسیار محدود بود. همین مساله باعث میشد محتوایی که روی IPv۴ بهطور کامل مسدود میشد، گاه روی IPv۶ همچنان در دسترس باقی بماند؛ نه بهدلیل ویژگی خاص این پروتکل، بلکه بهواسطه فشار کمتر و تمرکز پایینتر روی آن.
بهگفته اقبال همین تجربه باعث شد در مقطعی، کاربران و حتی برخی ارائهدهندگان ویپیان بهدنبال راهاندازی فیلترشکن روی IPv۶ بروند تا اتصال به اینترنت بینالملل را حتی برای دقایقی حفظ کنند. اما او تاکید میکند که این وضعیت به پنج یا شش سال پیش بازمیگردد و در شرایط کنونی عملا منسوخ شده است. امروز همان ابزارها سیاستها و سازوکارهای فیلترینگی که روی IPv۴ اعمال میشوند، تقریبا با همان شدت و دقت روی IPv۶ نیز پیادهسازی شدهاند و دیگر نمیتوان از IPv۶ بهعنوان یک مسیر جایگزین موثر نام برد.
با این حال اقبال یادآور میشود که IPv۶ همچنان در سطح کاربران نهایی کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و بسیاری از شرکتهای ارائهدهنده اینترنت پشتیبانی کامل و پایدار از آن ندارند. همین موضوع باعث شده فشار روی مسیرهای روتینگ IPv۶ نسبت به IPv۴ کمتر باشد. بهگفته او در مواقع بحرانی یا هنگام اعمال محدودیتهای گسترده قطع یا محدودسازی IPv۶ معمولا سادهتر و سریعتر انجام میشود و در برخی مقاطع نیز ممکن است میزان فیلترینگ اعمالشده بر آن کمتر بهنظر برسد.
اما این وضعیت را نباید با مزیت فنی اشتباه گرفت؛ همانطور که یک ویپیان ناشناخته ممکن است موقتا بهتر کار کند، صرفا به این دلیل که کاربران کمتری دارد و حساسیت و هزینه کمتری برای مسدودسازی آن صرف شده است. از نگاه اقبال تمرکز بر IPv۶ یا تونلزدنهای فنی، بیشتر شبیه جستوجوی روزنهای تصادفی در یک دیوار بسته است؛ روزنهای که ممکن است لحظهای باز بماند، اما نه پایدار است و نه قابل اتکا. مساله اصلی نه نوع پروتکل، بلکه تصمیمی است که اینترنت را از یک زیرساخت عمومی به مجموعهای از مسیرهای نابرابر و دسترسیهای گزینشی تبدیل کرده است.
تهدید شبکه
همزمان با افزایش بیسابقه استفاده از ویپیان برای دسترسی به اینترنت بینالملل، ریسکهای امنیتی جدی نیز کاربران را تهدید میکند. فیلترشکنها بهطور کلی ترافیک اینترنت را از مسیرهای ثالث عبور میدهند، یعنی دادههای کاربر از شبکه اصلیاش خارج و از سرورهای واسطه عبور میکند که تحت کنترل ارائهدهنده ویپیان قرار دارد. در چنین وضعیتی اگر سرویسدهنده قابل اعتماد نباشد یا کدها و سیاستهای امنیتی شفافی نداشته باشد، اطلاعات حساس کاربر از جمله گذرواژهها، کوکیها و دادههای پرداخت میتواند در معرض ثبت، فروش یا نفوذ بدافزارها و جاسوسافزارها قرار بگیرد.
تجربیات چند سال اخیر و پژوهشهای مستقل امنیت شبکه نیز نشان میدهند که بسیاری از اپلیکیشنهای رایگان و غیررسمی ویپیان حاوی آسیبپذیریهای امنیتی یا تبادل داده با تبلیغدهندگان شخص ثالث هستند، موضوعی که حریم خصوصی را بهطور جدی تهدید میکند. این تهدید زمانی جدیتر میشود که بدانیم میزان استفاده از فیلترشکن در ایران بسیار بالاست و عملا بخش عمده کاربران اینترنت را دربرمیگیرد. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ۸۰درصد مردم ایران از انواع فیلترشکنها برای دسترسی به اینترنت استفاده میکنند.
این حجم از استفاده در کنار پایینبودن کیفیت اینترنت رسمی و نبود گزینههای قابل اتکا برای دسترسی به فضای مجازی جهانی باعث شده کاربرانی که به دنبال ارتباط، کسبوکار، آموزش یا خدمات روزمرهاند به ابزارهایی متکی شوند که نه تنها تضمین امنیت اطلاعات را نمیدهند، بلکه خود میتوانند دروازههای تازهای برای آسیبپذیریهای شبکه، نشت اطلاعات و حملات سایبری باز کنند. این وضعیت نشان میدهد که وابستگی گسترده به ویپیانها فراتر از یک راه میانبر ارتباطی به چالشی سیستماتیک در امنیت دادهها و حریم شخصی کاربران تبدیل شده و بهویژه در شرایطی که زیرساخت اینترنت رسمی تضعیف است مخاطرات آن پررنگتر از همیشه است.