جنگ ژئوانرژی در جنوب سوریه
رقابت کریدور گازی قطر و ترکیه با اسرائیل
کریدور طلایی: از خلیجفارس تا مدیترانه
اهمیت حیاتی جنوب سوریه نه در منابع زیرزمینی آن که در موقعیت ترانزیتی بینظیرش نهفته است. این منطقه تنها مسیر زمینی ممکن برای هر خط لوله گازی است که بخواهد ذخایر غنی حوزه خلیجفارس را به بازارهای سودآور اروپا برساند. کنترل این باریکه، به معنای کسب حق انحصاری یا وتو بر جریان انرژی شرق به غرب است و همین امر، آن را به کانون رقابت دو بلوک انرژی متعارض تبدیل کرده است.
محور قطر-ترکیه: رویای دیرینه یک هاب انرژی
در یکسو، اتحاد استراتژیک قطر و ترکیه با طرح غولآسای خط لوله گاز قطر-ترکیه قرار دارد. این پروژه که نخستین بار در ۲۰۰۹ مطرح شد، قصد دارد گاز قطر را از طریق عربستان، اردن و همین کریدور حیاتی در جنوب سوریه به ترکیه و سپس اروپا منتقل کند.
دو تحول عمده، جان تازهای به این رویای قدیمی دمیدهاند: ۱- ضرورت اروپا: تصمیم اتحادیه اروپا برای قطع وابستگی به گاز روسیه تا ۲۰۲۷، نیاز مبرمی به منابع جدید ایجاد کرده است. ۲- تحول سوریه: فروپاشی دولت مرکزی دمشق پس از سقوط پایتخت، فضای سیاسی منطقه را بازکرده است. اظهارات صریح آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، در دسامبر ۲۰۲۴، مبنی بر امکان احیای پروژه
«در صورت ثبات»، نشان از عزم جزم این محور دارد. برای آنکارا، این خط لوله تنها یک درآمد اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری است برای تبدیلشدن به هاب انرژی و افزایش اهرم ژئوپلیتیک خود در برابر اروپا. برای دوحه نیز ایجاد یک مسیر زمینی جایگزین، صادرات را متنوع و نفوذش را تا قلب اروپا گسترش میدهد.
محور اسرائیل: دفاع از امپراتوری انرژی نوپا
در سوی دیگر این میدان، اسرائیل ایستاده است. کشف میدانهای غولآسای «لویاتان» و «تامار»، این کشور را یکشبه از وابسته انرژی به یک قدرت صادرکننده تبدیل کرد. اسرائیل با ایجاد یک معماری انرژی پیچیده شامل خط لوله EastMed به سمت اروپا و همکاری با مصر برای صادرات گاز طبیعی مایع(LNG)، به دنبال تثبیت خود بهعنوان کارگزار اصلی انرژی شرق مدیترانه است. از منظر تلآویو، خط لوله قطر-ترکیه چیزی کمتر از یک تهدید استراتژیک چندبعدی نیست: ۱- تهدید اقتصادی: گاز ارزانتر قطر میتواند جایگاه رقابتی گاز اسرائیل را در بازار اروپا تخریب کند. ۲- تهدید ژئوپلیتیک: تقویت ترکیه بهعنوان دروازهبان انرژی اروپا، نقش مرکزی اسرائیل را در معادلات منطقه حاشیهنشین میکند. ۳- تهدید امنیت ملی: نفوذ فزاینده محور قطر-ترکیه در عمق سوریه، موازنه منطقهای را به ضرر اسرائیل تغییر میدهد.
جنوب سوریه: میدان نبرد تعیینکننده
این تقاطع منافع متعارض، میدان نبرد خود را دقیقا در خاک جنوب سوریه پیدا کرده است. کنترل عملی این منطقه؛ از درعا تا قنیطره، به اسرائیل این توانایی را داده که یک حق وتوی زمینی موثر علیه پروژه رقیب اعمال کند. عامر دیب، اقتصاددان سوری، بهدرستی خاطرنشان میکند که این منطقه «حساسترین منطقه برای انرژی» بوده و امنیت و اقتصاد در آن کاملا درهمتنیدهاند. عملیات نظامی، حمایت از گروههای محلی و دیپلماسی فشار، همگی ابزارهایی هستند برای کنترل این کریدور طلایی. بدون ملاحظه منافع یا بیطرفسازی اسرائیل، احیای هرگونه خطلوله از این مسیر، رویایی دستنیافتنی خواهد بود.
بازیگران پشتصحنه و ابعاد گستردهتر جنگ
این نبرد، صحنهگردانان دیگری نیز دارد. روسیه بهعنوان صادرکننده سنتی گاز به اروپا، هرگونه مسیر جایگزین بهویژه از طریق ترکیه را تهدیدی برای انحصار خود میبیند. ایران با ذخایر عظیم گازی، رقابت قطر را مانعی برای بازار خود دیده و احتمالا حفظ وضعیت موجود در سوریه را به پیشرفت این پروژه ترجیح میدهد. اتحادیه اروپا اگرچه مشتاق تنوعبخشی منابع است، اما ناتوان در اعمال یک نقش یکپارچه در این معادله پیچیده، شاهد بازی قدرتها است.
روشنساز کلام: جنگ سرد کریدورهای گازی
رقابت بر سر کریدورهای گازی در جنوب سوریه، ماهیتی فراتر از یک اختلاف تجاری دارد. این یک «جنگ سرد خطوط لوله» تمامعیار است که در آن، عملیات اطلاعاتی، سرمایهگذاریهای کلان و جنگ نیابتی با دیپلماسی انرژی درآمیخته است. آینده امنیت انرژی اروپا، موازنه قوا در خاورمیانه و ثبات داخلی سوریه، بهطور تنگاتنگی به نتیجه این نبرد در کریدورهای خشک جنوب این کشور گرهخورده اند. جنگ برای گاز، نه در میدانهای آشکار که در اتاقهای فرمان، دفترهای قراردادها و روی نقشههای خطوط لوله در حال رقم خوردن است. جنوب سوریه اکنون دیگر تنها یک منطقه جنگی نیست؛ خاک آن، با خطوط نامرئی جاهطلبیهای انرژی، مرزبندی شده است. آینده نشان خواهد داد که آیا راهحلی برای تقسیم منافع یا ایجاد یک مدل همکاری اجباری؛ شاید با الحاق اسرائیل به شبکه یا ایجاد مسیرهای مکمل، پیدا میشود یا اینکه جنوب سوریه برای دهههای آتی به گلوگاه تنشزای انرژی و کانون بیثباتی تبدیل خواهد شد. نتیجه این نبرد، نهتنها در میدانهای نبرد سوریه که در پایتختهای دوحه، آنکارا، تلآویو و بروکسل تعیین میشود. در این میان، کنترل اسرائیل بر جغرافیای جنوب سوریه بهطور فزایندهای با کنترل بر منابع؛ به ویژه گاز و تاحدودی آب، درهمتنیده شده است. این دو کالا، قدرت و بقا در منطقه شام را تعریف میکنند.
* دکترای حقوق نفت و گاز