تغییر شیوه استفاده از ابزار تعرفه؛
تعرفه ۲۵ درصدی برای شرکای تجاری ایران
کاخ سفید به تازگی در یک اطلاعیه رسمی اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه ۱۸بهمن یک فرمان اجرایی امضا کرد که وضعیت اضطراری آمریکا در رابطه با ایران را مجددا تمدید میکند و چارچوبی را برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که هرگونه کالا یا خدماتی را از ایران خریداری میکنند، برای محافظت از امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده ایجاد میکند. براساس این اطلاعیه، این فرمان سیستمی را ایجاد میکند که به ایالات متحده اجازه میدهد تعرفههای اضافی را بر واردات از هر کشوری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه کالا یا خدماتی را از ایران خریداری، وارد یا به دست میآورد، اعمال کند. این فرمان به وزیر امور خارجه، وزیر بازرگانی و نماینده تجاری ایالات متحده اجازه میدهد تا تمام اقدامات لازم، از جمله صدور قوانین و دستورالعملها، را برای اجرای سیستم تعرفه و اقدامات مرتبط انجام دهند.
تغییر شیوه استفاده از ابزار تعرفه
«دنیایاقتصاد» پیش از این در گزارشی با عنوان «پیامدهای اقتصادی تعرفه ترامپ» به بررسی سوابق استفاده از تعرفه توسط ترامپ و آثار آن بر اقتصاد ایران پرداخته بود. در این گزارش اشاره شده بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از دوره اول ریاستجمهوری خود، از تعرفههای بین کشوری بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند. ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، تعرفههای گستردهای را در روز موسوم به روز آزادی (Liberation Day) بر اغلب کشورهای بزرگ و شرکای تجاری خود اعمال کرد، پس از اعمال این تعرفهها، کشورهای مختلف به تدریج به توافقات تعرفهای دست یافتند که به کاهش تعرفهها به صورت متقابل منجر شد.
این شیوه از تحریم، نوع جدیدی از تحریمها است که آمریکا بهکار برده است. ترامپ پیش از این، در دوره نخست و دوم ریاستجمهوری خود از تعرفه بهعنوان ابزار فشار در تجارت استفاده کرده است. اما این ابزار تجاری، نخستینبار است که توسط دولتهای آمریکا پس از انقلاب، علیه ایران بهکار گرفته میشود. تفاوت این نوع از تحریم در مقایسه با تحریمهای پیشین این است که در تحریمهای گذشته، افراد و شرکتهایی که در تجارت با ایران حضور داشتند، شناسایی و مورد تحریم قرار میگرفتند؛ اما در تحریم تعرفهای جدید، کشورها فارغ از اینکه چه شرکتی در این تجارت حضور داشت، مشمول تعرفهها خواهند بود. کارشناسان تاکید دارند این تعرفهها، در صورت اعمال میتوانند منجر به افزایش هزینههای مبادلهای مابین تجار و گسترش اقتصاد غیر رسمی در میان کشورها شود.

شرکای تجاری ایران و آمریکا
بررسیهای «دنیایاقتصاد» نشان میدهد به ترتیب چین، امارات، ترکیه و عراق، بزرگترین شرکای تجاری ایران هستند. اگر آمریکا بر واردات خود از چهار شریک اصلی تجاری ایران (چین، امارات، ترکیه و عراق) تعرفه ۲۵درصدی اعمال کند، اثر اصلی نه مستقیما بر ایران، بلکه از کانال فشار بر همین شرکا و تغییر رفتار تجاری آنها ظاهر میشود. این چهار کشور در مجموع حدود ۹۷میلیارد دلار با ایران تجارت دارند، اما همزمان بیش از ۷۷۰میلیارد دلار هم با آمریکا مبادله میکنند؛ یعنی وزن بازار آمریکا، بهخصوص برای چین، بهمراتب سنگینتر از بازار ایران است. بنابراین در یک سناریوی واقعبینانه، انگیزه این کشورها برای حفظ دسترسی ارزان به بازار آمریکا میتواند آنها را به محدود کردن یا غیرشفافتر کردن بخشی از تعاملات تجاری با ایران سوق دهد، مخصوصا در حوزههایی که ردیابیپذیرتر و حساستر هستند.
چین که بزرگترین شریک تجاری هر دو طرف است، بیشترین پیچیدگی را دارد. تجارت 34.8میلیارد دلاری چین با ایران در برابر ۶۹۱میلیارد دلار تجارت با آمریکا بسیار کوچک است. تعرفه ۲۵ درصدی میتواند هزینه صادرات چین به آمریکا را دههامیلیارد دلار بالا ببرد، بنابراین پکن احتمالا تلاش میکند تجارت با ایران را بهگونهای مدیریت کند که مستقیما هدف فشار قرار نگیرد؛ مثلا از مسیر شرکتهای واسطه، تغییر مبدأ کالا یا تمرکز بر بخشهایی که در زنجیره تامین جهانی کمتر قابل ردیابیاند. در نتیجه، تجارت ایران و چین احتمالا قطع نمیشود، اما رسمیتر و بزرگمقیاستر شدن آن سختتر شده و به سمت سازوکارهای غیرمستقیم و پرهزینهتر میرود.
در مورد امارات، وضعیت حساستر است. امارات با ایران نزدیک به ۳۰میلیارد دلار تجارت دارد و یکی از گلوگاههای اصلی ورود کالا به ایران است، اما همزمان ۳۸میلیارد دلار با آمریکا مبادله میکند و بهشدت به نظام مالی و تجاری غرب متصل است. تعرفه سنگین آمریکا میتواند باعث شود امارات در نقش «هاب صادرات مجدد» محتاطتر شود، کنترلهای گمرکی و بانکی را تشدید کند و بخشی از جریان کالا به ایران را محدود یا گرانتر کند. برای ایران، این امر به معنی افزایش هزینه واردات کالاهای واسطهای و مصرفی، طولانیتر شدن زنجیره تامین و رشد بیشتر قیمت تمامشده است.
ترکیه در موقعیتی میانی قرار دارد. تجارتش با آمریکا (حدود 32.6میلیارد دلار) و ایران (نزدیک ۲۰میلیارد دلار) هر دو قابلتوجهند. آنکارا احتمالا سعی میکند موازنه را حفظ کند: نه آنقدر عقبنشینی از ایران که منافع منطقهای این کشور آسیب ببیند، و نه آنقدر بیتوجهی به آمریکا که صادراتش ضربه جدی بخورد. نتیجه محتمل، حرکت به سمت تهاتر، استفاده بیشتر از ارزهای محلی و کاهش شفافیت برخی مبادلات است که باز هم هزینه مبادله را برای ایران بالا میبرد؛ اما جریان تجارت را کاملا متوقف نمیکند.
عراق کمترین تجارت را با آمریکا و وابستگی بیشتری به ایران دارد؛ اما بهدلیل حضور مالی و امنیتی آمریکا در این کشور، حتی تعرفه غیرمستقیم هم میتواند فشار سیاسی ایجاد کند. با این حال، چون بخش بزرگی از صادرات ایران به عراق شامل کالاهای مصرفی مرزی است، کاهش شدید آن سختتر خواهد بود. اثر اصلی اینجا بیشتر در حوزه پرداختها و نقلوانتقال پول دیده میشود تا حجم فیزیکی کالا. تعرفه ۲۵درصدی آمریکا، در صورت اعمال احتمالا به قطع تجارت این کشورها با ایران منجر نمیشود، اما آن را پرهزینهتر، غیرشفافتر و کندتر میکند. برای اقتصاد ایران، پیامد نهایی افزایش هزینه واردات، فشار بیشتر بر نرخ ارز و سختتر شدن دسترسی به کالاهای واسطهای و فناوری است. ایران برای شرکای تجاری در مقایسه با گذشته به یک بازار «پرریسک» تبدیل میشود.