قطعی ارتباطات؛ آزمونی برای مدیریت بحران و رسانههای محلی
انتظار شهروندان خمینیشهر، انتظاری پیچیده یا فراتر از عرف نبود. بسیاری از شهروندان صراحتاً اعلام کردند که حتی یک اطلاعرسانی کوتاه، یک زیرنویس چندثانیهای در شبکه استانی اصفهان یا یک پیام رسمی از سوی متولیان، میتوانست از حجم نگرانی، شایعه و سردرگمی عمومی بکاهد. بااینحال، در طول ساعات طولانی قطعی، چنین اطلاعرسانی حداقلی نیز صورت نگرفت. پس از رفع مشکل، منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، در توضیح این رخداد اعلام کرد که قطعی شبکه از پیش از ظهر و در پی آسیبدیدگی یکی از خطوط اصلی مخابرات رخداده و با اعزام پنج تیم عملیاتی، خطوط ترمیم و به مدار بازگشته است. وی همچنین تأکید کرد که در این فاصله، مدیریت بحران برای تأمین ارتباطهای ضروری وارد عمل شده است.
نکتهی قابلتوجه در اظهارات مدیرکل مدیریت بحران، پذیرش ضعف اطلاعرسانی بود. شیشهفروش در پاسخ به پرسش درباره نبود اطلاعرسانی از طریق صداوسیما، تصریح کرد که هر دستگاه اجرایی و خدمات رسان دارای واحد روابط عمومی است و این واحدها موظفاند وظیفه اطلاعرسانی را بهدرستی انجام دهند؛ سخنی که عملاً به وجود یک خلأ جدی در این حوزه اذعان داشت. این اتفاق بار دیگر ضعف مزمن روابط عمومیها در خمینیشهر را آشکار کرد؛ روابط عمومیهایی که در انتشار اخبار مربوط به بازدیدها، مراسم و جلوههای نمایشی فعالاند، اما در زمان بروز بحرانهای واقعی، از اطلاعرسانی بهموقع و مسئولانه بازمیمانند. اطلاعرسانی بحران، نه اقدام تشریفاتی، بلکه بخشی جدی از مدیریت شهری و خدماترسانی است.
در کنار این موضوع، عملکرد پایگاههای خبری محلی نیز محل نقد جدی است. بخش قابلتوجهی از رسانههای شهرستان، بهجای تمرکز بر مطالبهی عمومی و پاسخخواهی از نهادهای مسوول، در چارچوب روایتهای محدود و بعضاً جانبدارانه فعالیت میکنند؛ فضایی که موجب میشود در بزنگاههایی مانند قطعی سراسری ارتباطات، صدای مردم بهدرستی بازتاب پیدا نکند.
به عبارت دیگر شهروندان انتظار دارند وقتی زندگی روزمرهشان دچار اختلال میشود، دستکم از طریق مسیرهای رسمی، در جریان واقعیت قرار گیرند. این حداقلِ احترام به افکار عمومی است؛ احترامی که اگر به رویه تبدیل نشود، سرمایهی اعتماد اجتماعی را فرسوده خواهد کرد. این رخداد باید هشداری جدی برای بازنگری در عملکرد روابط عمومیها، ارتقای مسوولیتپذیری رسانههای محلی و تعریف سازوکار روشن اطلاعرسانی در بحرانها باشد؛ چرا که شهری که در بحرانها خاموش بماند، حتی با پرخبرترین ویترینها نیز نمیتواند اعتماد شهروندانش را حفظ کند.