تشخص به دور از ر‌نگ‌و‌لعاب کاذب

این مترجم در گفت‌وگو با برنامه رادیویی «آن سوی جلد» درباره اقتباس از رمان «صد سال تنهایی» و سریالی که سال گذشته توسط نتفلیکس عرضه شد توضیح داد: «اقتباس سریالی این کتاب خوب و قابل‌قبول شده است. اگر اقتباس از «صد سال تنهایی» به سبک فیلم‌های هالیوودی انجام می‌شد داستان لطمه می‌خورد. خوشبختانه در سریال از رنگ و لعاب‌ فیلم‌های مارول خبری نیست و داستان به واقعیت نزدیک است.» وی درباره شخصیت‌پردازی نیز عنوان کرد: «شخصیت‌های سریال بومی هستند و همه جا سایه رئالیسم بر داستان سنگینی می‌کند. به‌ هر صورت رمان «صد سال تنهایی» یکی از شاهکارهای رئالیسم جادویی است و در سریال رئالیسم فدای امر جادویی نشده است. شخصیت‌ها و فضاها همه ملموس و واقعی و باورپذیر هستند. فکر می‌کنم دقیق‌ترین صفتی که می‌توانم به کار ببرم این است که سریال اصالت و تشخص دارد و توانسته مابه‌ازای تصویری خوبی برای کتاب باشد.»

 میرعباسی درباره این کتاب مطرح تصریح کرد: «صد سال تنهایی را می‌توان تاریخ اسطوره‌ای آمریکای لاتین هم دانست. ما صرفا شاهد یکسری رویدادهای شگفت در کتاب نیستیم بلکه مجموعه‌ای از رویدادهای تاریخ آمریکای لاتین در کتاب آمده که مبنا و پایه واقعی دارد. مثلا کمپانی موز مابه‌ازای یونایتد فوروت است که آمریکای لاتین را استثمار می‌کرد. در چند جای رمان به کشتاری که این کمپانی انجام می‌دهد اشاره می‌شود و یکی از عناصر کلیدی داستان است.»

او داستان «صد سال تنهایی» را بسیار منسجم و فشرده دانست و بیان کرد: «وقتی خودم برای اولین بار کتاب را خواندم نمی‌توانستم آن را زمین بگذارم. مارکز بارها گفته نویسنده مجاز است هر مزخرفی بگوید به شرطی که بتواند باورپذیرش کند. باورپذیر بودن به معنای مطابقت داشتن با واقعیت نیست بلکه منظور باورپذیری در منطق روایی داستان است. مثلا وقتی یکی از شخصیت‌های رمان کشته می‌شود و خونش از آشپزخانه و مطبخ بیرون می‌آید و در کوچه‌ها روان می‌شود با هیچ واقعیت ملموسی مطابقت ندارد، ولی در منطق خود رمان کاملا این اتفاق پذیرفته می‌شود. یا در جایی دیگر از داستان ما قصه شخصیت رمدیوس را که به آسمان پرواز می‌کند، می‌پذیریم. تمام اینها را ما در چارچوب منطق روایی داستان باور می‌کنیم.»

میرعباسی درباره تجربه ترجمه کتابی مثل «صد سال تنهایی» گفت: «ترجمه چنین کتابی دشواری خیلی خاصی ندارد. من بیشتر از هر نویسنده‌ای از مارکز ترجمه کرده‌ام. ترجمه کتاب «صد سال تنهایی» خیلی دشوار نیست ولی خیلی هم آسان نیست. وقت معقولی برد و فکر کنم در هشت ماه آن را ترجمه کردم.   برنامه «آن سوی جلد» یکشنبه‌ها ساعت ۲۱ از شبکه رادیویی نمایش پخش می‌شود.