اقتصاد جهانی در سایه بدبینی

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمد امین مکرمی؛ بررسی‌های افکارسنجی در آمریکا، اروپا و ژاپن نشان می‌دهد اعتماد اقتصادی برای چندین سال متوالی پایین‌تر از میانگین تاریخی خود باقی مانده است. اکثریت پاسخ‌دهندگان در اقتصادهای پیشرفته معتقدند نسل بعدی با زندگی دشوارتری مواجه خواهد بود و نظام اقتصادی به نفع ثروتمندان طراحی شده است. این شکاف میان «واقعیت‌های آماری» و «برداشت‌های ذهنی» اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا اقتصاد نه فقط بر پایه ارقام، بلکه بر اساس انتظارات شکل می‌گیرد.

اقتصاددانان از دیرباز به نقش انتظارات اشاره کرده‌اند. جان مینارد کینز مفهوم «روحیات حیوانی» را برای توضیح تاثیر اعتماد و ترس بر سرمایه‌گذاری و مصرف به کار برد. در سال‌های اخیر نیز پژوهش‌ها نشان داده‌اند روایت‌های بدبینانه می‌توانند مانند یک شوک نامرئی عمل کنند و حتی سیاست‌های منطقی را کم‌اثر سازند. به روایت اکونومیست، بدبینی مزمن اکنون به یکی از بزرگ‌ترین محدودیت‌های رشد در اقتصاد جهانی تبدیل شده است، زیرا تصمیم‌گیری‌های بلندمدت را به تعویق می‌اندازد و میل به ریسک را کاهش می‌دهد.

نخستین اثر این فضا، افزایش «ارزش انتظار» است. خانوارها و شرکت‌ها، وقتی آینده را مبهم و تیره می‌بینند، ترجیح می‌دهند تصمیم‌های پرهزینه و برگشت‌ناپذیر را به تعویق بیندازند. نتیجه آن کاهش تحرک بازار کار، افت سرمایه‌گذاری و افزایش نرخ پس‌انداز است؛ روندی که در منطقه یورو و حتی آمریکا قابل مشاهده است. این احتیاط بیش از حد، کارایی اقتصادی را کاهش می‌دهد و رشد بالقوه را محدود می‌کند.

بعد دوم بدبینی، گسترش تفکر «بازی جمع صفر» است. زمانی که شهروندان باور دارند سود یک گروه الزاما به زیان گروهی دیگر است، حمایت از سیاست‌های حمایت‌گرایانه، توزیع مجدد و محدودیت‌های تجاری افزایش می‌یابد. همین منطق در قبال مهاجرت، تجارت آزاد و حتی فناوری‌های نو مانند هوش مصنوعی نیز دیده می‌شود؛ جایی که ترس از نابودی فرصت‌ها بر امید به خلق ارزش غلبه کرده است.

پیامد نهایی این فضای ذهنی، تضعیف انضباط مالی دولت‌هاست. جوامعی که آینده را تاریک می‌بینند، تمایل کمتری به پذیرش ریاضت کوتاه‌مدت دارند. در نتیجه، سیاستمداران برای حفظ محبوبیت، به کسری بودجه بالاتر، محرک‌های مالی و وعده‌های حمایتی روی می‌آورند. افزایش کسری‌ها در اقتصادهای پیشرفته طی سال‌های اخیر، نشانه‌ای از همین چرخه است.

بدبینی امروز نه فقط یک احساس عمومی، بلکه نیرویی اقتصادی و سیاسی است که می‌تواند رشد را فرسوده و اصلاحات را عقیم کند. بدون ترمیم اعتماد و بازسازی افق‌های امیدبخش، حتی بهترین سیاست‌ها نیز با مانعی نامرئی اما قدرتمند روبه‌رو خواهند بود.