لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ را میتوان از آن نوع بودجهای دانست که دولت سعی کرده است برخلاف دولتهای گذشته واقع نگری را جایگزین آرمانگرایی کند. شاید از همین رو است که رشد بودجه عمرانی در لایحه بودجه سال آینده نسبت به سال جاری تقریبا صفر است؛ زیرا میداند با توجه به شرایط فعلی اقتصاد و سیاست کشور امکان…
ترافیک تهران راهحل زودبازدهی ندارد. شرایط روزبهروز بدتر میشود. همه با آن درگیرند و کسی کمترین امیدی به بهبود آن ندارد. خودروها هجوم آورده به خیابان، راهها بسته، شهروندان سرگردان و همه از این وضعیت خسته. تناقضهای سختی هم در این بین بروز میکند؛ دولت فکر میکند اگر بنزین را گران کند، تقاضای…
هفته گذشته عکسی از اتاق بیضی کاخ سفید در شبکههای اجتماعی وایرال شد؛ آنجا که دونالد ترامپ پشت میز کارش قرار گرفته بود و دیگر رهبران اروپایی چون کارمندان دفترش روبهرویش نشسته بودند و به حرفهایش گوش میدادند.
اگر سه کنشگر اصلی در اقتصاد مسکن را - با اندکی تساهل- شامل مردم، حاکمیت و سازندگان بدانیم، در ذهن بخش قابلتوجهی از هر سه گروه، انگارهای ریشهدار و دیرپا وجود دارد که کشور با کسری ساخت و عرضه مسکن مواجه است. این تصور، که عمدتا برآمده از رشد شتابان و مستمر جمعیت در دهههای گذشته است، چنان در ذهنها رسوب کرده که گویی مسکن، معضلی محتوم و رو به تصاعد است.
یکی از چالشهای اصلی در سیاستگذاری اقتصادی در دوران معاصر تلاش برای اصلاح قیمتها بوده است. آنچه عموما مانع شده تا چنین اصلاحی صورت گیرد، این واقعیت است که افزایش قیمت یکسان برای همه مردم ایران میتواند پیامدهای مختلفی داشته باشد و خصوصا اقشار ضعیف آسیبهای زیادی ببینند.
این یادداشت به سه محور کلیدی میپردازد: آیا این بحران صرفا نتیجه جنگ است یا ریشههای ساختاری دارد؟ چگونه مثلث نرخ بهره بالا، نرخ ارز غیرواقعی، و قیمتگذاری دستوری بازار را به تله رکود کشانده؟ و نهایتا، سیاستهای انقباضی دولت چه تاثیری بر آینده بازار دارد؟
از زمان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تاکنون یک توقعی از جامعه نسبت به رسانه شکل گرفت که رسانههای داخلی باید مرجعیت خبر را در دست بگیرند و ما برای پیگیری اخبار، رسانههای داخلی را بهعنوان منبع معتبر و موثق معیار قرار بدهیم و در این میان حتی بعضا دیده شد که برخی میخواستند یک بایکوت و سانسوری را علیه رسانههای خارجی ایجاد کنند که بحث درباره صحیح و غلط بودن این رویه از حوصله متن و بحث خارج است.
یکی از موارد مورد بحث در اکثریت محافل تحلیلی این ایام، احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه است. صرف نظر از میزان احتمال وقوع این مکانیسم، تحت شرایط موجود اقتصاد ایران که انواع ناترازیها (آب، برق، گاز، بودجه دولت و نظام بانکی) به طرز کاملا قابلمشهودی در جریان است و آسیبهای وارده از جنگ تحمیلی ۱۲روزه نیازمند اقدامات بازسازی است که قاعدتا با هزینههای بالایی همراه هستند، فعال شدن مکانیسم ماشه موج جدیدی از انتظارات تورمی را با خود به همراه خواهد آورد. این یادداشت سعی دارد تا به تحلیل دلایل و ابعاد اثرگذاری مکانیسم مذکور بر انتظارات تورمی جامعه بپردازد.
بازار سهام این روزها زیر سایه رکود سنگینی قرار گرفته است. حجم معاملات بهشدت پایین آمده، انگیزه سرمایهگذاران تحلیل رفته و بیاعتمادی به آینده سودآوری شرکتها باعث شده حتی خبرهای مثبت هم اثر چندانی نداشته باشند. این وضعیت تنها نتیجه تحولات درونی بازار نیست، بلکه محصول ترکیبی از شرایط کلان اقتصادی، بیثباتی در سیاستگذاری و ریسکهای ژئوپلیتیک است. بهویژه فضای ملتهب اخیر، سرمایهگذاران را به سمت بازارهای امنتر و کمریسکتر سوق داده و میل به پذیرش ریسک در سهام را کاهش داده است.
بحث «ارجاع نظارت» در ساختوساز، موضوعی قدیمی و پر چالش است که از زمان تصویب و ابلاغ آییننامه اجرایی ماده ۳۳ قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در سال ۱۳۸۳ تاکنون ادامه دارد. این مساله از سال ۱۳۹۲ و پس از توافق هیاتمدیره دوره ششم سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران با شهردار وقت تهران وارد مرحله جدیدی شد و ارجاع نظارت به نظام مهندسی سپرده شد. با این حال، این روند همچنان فراز و فرودهای بسیاری دارد.
بازار سکه و طلا در اقتصاد ایران، بهدلیل ویژگیهای ترکیبی آن بهعنوان دارایی سرمایهای، ابزار پوشش ریسک تورم، و شاخصی از انتظارات عمومی، جایگاهی ممتاز و در عین حال چالشبرانگیز دارد. بانک مرکزی، بهمثابه نهاد ناظر و سیاستگذار ارشد پولی، در این بازار نهتنها وظیفهای نظارتی، بلکه نقشی کنشگرانه برای ثباتبخشی و جهتدهی بر عهده دارد. این نقش در پنج محور سنتی و دو محور نوین قابل تحلیل است.
پروژه موسوم به «دالان زنگزور» دیگر صرفا ایدهای برای رفع گلوگاه جغرافیایی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان نیست، این طرح به سکویی برای بازتوزیع نفوذ در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. این دالان، با عبور از جنوب ارمنستان، جمهوری آذربایجان را به نخجوان و از آنجا به ترکیه متصل میکند و حلقهای از شبکه ارتباطی شرق - غرب را شکل میدهد که میتواند بخشی از مسیرهای فعلی تحت کنترل ایران و روسیه را دور بزند.
سال گذشته در چنین روزهایی مقالهای با عنوان «آیا چین (کامالا) هریس را ترجیح میدهد یا ترامپ را؟» از سوی سه اندیشمند چینی به نامهای وانگ جیسی، هو ران و ژائو جیانوی در سایت فارنافرز منتشر شد. اهمیت این مقاله به آن خاطر بود که اولا آمریکا هنوز گرم انتخابات بود و گمانهزنیها هرچند به سمت برنده شدن ترامپ بود، اما با این حال احتمال نه چندان کمی هم میرفت که هریس برنده شود و ثانیا این مقاله از سوی وانگ جیسی، بنیانگذار موسسه مطالعات بینالمللی و استراتژیک دانشگاه پکن، همراه با دو پژوهشگر همان موسسه نگاشته شده بود. چرا وانگ جیسی اینقدر مهم است و حال که هنوز «نگاه به شرق» در کشور طرفداران زیاد دارد، چرا از وانگ جیسی، واقع گرایی را نیاموزیم؟
بازار عناصر نادر خاکی در سالهای اخیر به یکی از میدانهای اصلی رقابت ژئوپلیتیک و صنعتی جهان تبدیل شده است. نقش تعیینکننده این عناصر در صنایع پیشرفته از یکسو و تمرکز تولید و فناوری در چند کشور محدود، از سوی دیگر، موجب شده است که دسترسی پایدار به آنها اهمیتی راهبردی پیدا کند.
عضویت رسمی ایران در کنوانسیون پالرمو (کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره مبارزه با جرایم سازمانیافته فراملی)، در تاریخ ۱۵ مرداد و دعوت رسمی گروه ویژه اقدام مالی(FATF)، از ایران برای شرکت در مذاکرات رسمی پس از حدود هفت سال، امیدهایی در فضای اقتصادی کشور فراهم آورده است.
با توافقنامه صلحی که بین الهام علیاف و نیکول پاشینیان، رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان در حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید در ۸ اوت ۲۰۲۵ میلادی/ ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ به امضا رسید و به موجب آن دسترسی زمینی و مستقیم جمهوری آذربایجان به منطقه نخجوان با عبور از خاک ارمنستان مورد توافق قرار گرفت، عملا یکی از چالشبرانگیزترین مفاد توافقنامه آتشبس جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ میلادی، یعنی ماده ۹ این توافقنامه اجرایی شد.
چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین شریک تجاری بسیاری از کشورها، نقش تعیینکنندهای در روابط اقتصادی و سیاسی کشورهای درحالتوسعه ایفا میکند. در پی جنگ تحمیلی اخیر رژیم اسرائیل علیه ایران، یک واقعیت تلخ اما بیداربخش آشکار شد: چین همانند روسیه آن متحد وفادار و ضدغربی که در خیالپردازیهای سیاستگذاران ایرانی تصور میشد، نیست. حمایت قوی در کلام و ضعیف در عمل و صرفا دعوت به «خویشتنداری» نشان داد که چین منافع و اصولی دارد که بهسادگی از آنها نمیگذرد.
شورای عالی بورس و اوراق بهادار، بهعنوان بالاترین نهاد نظارتی و سیاستگذار در بازار سرمایه ایران، وظایفی چون تصویب خطمشیها، نظارت بر بازار و تدوین مقررات را بر عهده دارد. این شورا پس از تصویب قانون بازار سرمایه و خروج از سیطره بانک مرکزی، با ریاست وزیر امور اقتصادی و دارایی فعالیت میکند.
در طول سالها بیشترین مبادلات ایران با کشورهای اروپایی و ماورای قفقاز از راههای زمینی و مسیر ارمنستان انجام میشود. قرارداد اخیر جمهوری آذربایجان و ارمنستان در کاخ سفید در حضور ترامپ، ممکن است اختلالاتی در این مسیر سنتی دسترسی ایران به اروپا ایجاد کند.
در پی برخی نقدها پیرامون سیاست حذف چهار صفر از پول ملی، بررسی تجربیات بینالمللی نشان میدهد که این اقدام، اگر در بستر اصلاحات ساختاری و با پیشنیازهای نهادی مناسب دنبال شود، میتواند به افزایش ثبات پولی، ارتقای شفافیت مالی و بهبود کارآمدی نظام مبادلاتی کشور بینجامد.
اخیرا در رسانهها عنوان شد که دولت پزشکیان در طول یک سال فعالیت خود هر ۱۴روز یک بحران را پشت سر گذاشته است. مطالعه رفتار شاخصهای بازار سهام نشان میدهد که رئیسجمهور در تجربه بحران تنها نبوده و سهامداران نیز همگام با وقوع این بحرانها، وضعیتی پرالتهاب را پشت سر گذاشتهاند. ویژگی غالب این دوره در بورس تهران عبارت است از دورههای امیدواری کوتاه سرمایهگذاران و سپس مواجه شدن با یک رویداد غیرمنتظره و افتادن به ورطه بدبینی فزاینده.
دنیای اقتصاد: «تاسیان» به پایان رسید؛ سریالی که با عبور از خط قرمزهای دیرینه تلویزیون و سینمای ایران، نام خود را در حافظه مخاطبان ثبت کرد. فارغ از بحثهای فنی و هنری، آنچه تاسیان را متمایز میکند، جسارت آن در به چالش کشیدن کلیشههای رایج درباره کارآفرینان و سرمایهدارانی است که سالها در فیلمها و سریالهای ایرانی، نقش منفی داستانها را بر دوش داشتند.
در عصری که بحرانهای اقتصادی، چالشهای ژئوپلیتیک و تغییرات فناوری، بنیانهای سنتی بازارها را متزلزل کردهاند ، بازار سرمایه نیز در مسیر تعیینکنندهای قرار گرفته است. در چنین شرایطی، بازنگری در سیاستگذاری بازار سرمایه بهویژه در صنایع راهبردی، نه تنها ضرورتی اقتصادی، بلکه الزامی راهبردی برای آینده کشور است.
مدتی است بحث توکنسازی اوراق بهادار و معاملات آنها در پلتفرمهای دیجیتال مطرح شده است. معاملات در ۷ روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه (۲۴.۷) با تسویه سریع (۰+t) برای معاملهگران بسیار خوشایند است و میتواند محرک توانمندی در حرکت به سوی توکنایز اوراق بهادار باشد. هم اینک حدود دو سال از معاملات توکنهای چند صندوق سرمایهگذاری در پلتفرمهای ایرانی و در قالب و چارچوب سندباکس میگذرد که میتواند تجربهای برای تداوم این مسیر باشد.
یک سال از شروع به کار دولت چهاردهم گذشت. دولتی که از همان ابتدا با بحرانهای عظیم و سترگ دست به گریبان بوده است. انگار نطفه این دولت را با بحران بسته بودند. علت شروع به کار دولت چهاردهم به ریاست پزشکیان، سانحهای بود که به شهادت رئیس دولت سیزدهم، ابراهیم رئیسی و همراهانش منجر شد. همین اتفاق که منجر به انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم شد، از دل یک بحران بیرون آمد.
درحال حاضر بورس تهران شرایط پیچیدهای را تجربه میکند. بازار سرمایه بهرغم تمام حمایتهای صورت گرفته و اعلامیههای رسمی از سوی نهادها و سیاستگذاران، بهبود معناداری را تجربه نمیکند. به نظر میرسد مجموعهای از عوامل چون قطعیهای مکرر برق، سیاستهای دستوری و نقصان ابزارهای مالی که درنهایت منجر به تضعیف زیرساختهای اقتصادی، سیاسی، رفتاری و ساختاری شدهاند، چنان قدرتمند بودهاند که دیگر حمایت مسوولان نیز توان غلبه بر آنها را ندارد.
«هیچ ناهار رایگانی وجود ندارد» (TNSTAAFL) یک اصل محوری در اقتصاد است که بر محدودیت منابع و وجود هزینههای فرصت در هر انتخاب تاکید دارد. این نوشتار به بررسی انتقادی سیاستهای یارانهای (بهویژه یارانههای انرژی و محصولات غذایی) و قیمتگذاری دستوری (بهویژه در تولیدات صنعتی) در اقتصاد ایران میپردازد.
با تجاوز نظامی اسرائیل به کشور ما و ادامه تجاوز هوایی و موشکی این رژیم، ملت ایران با اتحاد و همبستگی خود به پشتیبانی از نظام سیاسیکشور پرداختند و نیروهای مسلح کشور ما نیز با بهره گرفتن از حق دفاع، اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل را متوقف ساختند.
در پایان نشستی که در آن در مورد ضرورت تکنرخیشدن ارز و امکان بازکردن حساب سرمایه صحبت کرده بودم، یکی از مسوولان ارشد اقتصادی سابق، در یادداشت کوتاهی خطاب به بنده چنین نوشتند: «تا زمانی که تحریمها پابرجاست، نمیتوان حساب سرمایه را آزاد کرد؛ نمیتوان محدودیت تجاری را صفر کرد. پیشنهاد میشود فعلا حرکت از چند نرخی به دو نرخی را حمایت کنیم. میدانیم دو نرخی مفاسد دارد، اما بهینهیابی مقید یعنی با قید تحریم.» دیشب فرصت یافتم پاسخی مکتوب برای ایشان فراهم کنم. از آنجا که مضمون این نامه صرفا گفتوگویی شخصی نیست و ابعاد عمومی و سیاستی دارد، متن آن را با خوانندگان محترم روزنامهی دنیای اقتصاد در میان میگذارم:
درحالیکه پیشبینیها از رشد سالانه حدود ۵ درصدی معادن فلزی در افق ۲۰۳۴ حکایت دارند، ایران بهعنوان «بهشت معدنی غرب آسیا» با چالش بزرگ ناترازی انرژی مواجه است. پرسش اصلی این است که کشور تا چه حد میتواند از این فرصت بزرگ بهرهمند شود و چه سهمی از زنجیره ارزش جهانی بازار معادن فلزی را به خود اختصاص دهد؟ این موضوع با هدفگذاری رشد ۱۳ درصدی بخش معدن در برنامه هفتم پیشرفت، اهمیت مضاعفی یافته و «تامین و تداوم جریان تولید» را به ضرورتی راهبردی برای بخش معدن و صنایع معدنی بدل کرده است.
در روزهایی که کشور با چالشهای همزمان اقتصادی، سیاسی و زیرساختی مواجه است، انتظار میرود سیاستگذاران اقتصادی به جای اصرار بر رویههای قدیمی و بروکراتیک، بهسرعت در جهت چابکسازی و تسهیل رویههای اجرایی اقدام کنند. واردات، ترانزیت، لجستیک و ترخیص کالا چهار ستون حیاتی در زنجیره تامین هستند که هرگونه اختلال یا تعلل در آنها، مستقیما حیات فعالان اقتصادی را تهدید میکند و در نهایت، فشار بر سفره مردم را افزایش میدهد.